کارکرد خواننده ی نهفته در پرورش قوه ی تخیل کودک در داستانهای کودکانه ی صبحی سلیمان
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه زابل
2 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه زابل
3 دانشآموختهی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه زابل
doi
10.29252/mcal.2022.16414.2148چکیده
در نقد معاصر باتوجه به برجستهشدن نقش خواننده در فرایند تولید متن و کاستهشدن سلطة نویسنده بر متن، نگاهی ویژه به موقعیت متن و توان تفسیری آن و همچنین موقعیت خواننده و نحوة دریافت وی میشود. در نقد ادبیات کودک بر این نکته تأکید دارد که هراندازه ادیب زمینههای حضور ذهنی خواننده/کودک را بیشتر فراهم نماید، آن متن رساتر است و از قابلیت خوانش چندبارهای برخوردار است. نقد خوانندهمحور اصالت ادبیات کودک را نه در نزد ادیب کودک و نه در درون متن، بلکه در هدف آن، یعنی خواننده دنبال میکند. بر همین اساس در پژوهش حاضر تلاش میشود با تکیهبر روش توصیفی- تحلیلی، داستانهای کودکانة منتخب از صبحی سلیمان مورد خوانش قرار گیرد و شگردهای مورداستفاده جهت حضور ذهنی کودک در متن آنها استخراج و تحلیل گردد. نتایج نشان میدهد در متن و محتوای داستانهای موردبحث شکافهای ژرفساختی وجود دارد که کودک باتوجه به طرحوارههای ذهنی خود، آنها را تکمیل میکند. بدینشکل که نویسنده در این داستانها با استفاده از شگردهایی همچون سپیدنویسی، شکاف شخصیتپردازی ، ساختارهای دوبخشی، چرخش دَوَرانی و پیشآگاهی قوة تخیل خواننده را برمیانگیزد و زمینة مشارکت او را در خلق و یا تکمیل بخشهایی از متن فراهم میآورد.