کارکرد فرانقش متنی در قصیده ی «دَور» احمد مطر با رویکرد زبانشناسی نقشگرای هلیدی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی تهران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی تهران و کرج
doi
10.29252/mcal.2022.16712.2160چکیده
نظریهی نقشگرای هلیدی برای تحلیل معانی متن از سه فرانقش کلی اندیشگانی، بینافردی و متنی بهره میگیرد که در پژوهش حاضر تنها از منظر فرانقش متنی به تحلیل معانی قصیدهی «دَور» از أحمد مطر پرداختهشده است. در این جستار به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر رویکرد زبانشناسانه، سعی بر آن شده تا عناصر اصلی فرانقش متنی که شامل تحلیل انسجام متنی، ساخت آغازگری- پایانبخشی و نوع اطلاعات گفتمان است، در قصیدهی مذکور تطبیق و بررسی شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بیشترین انسجام قصیده ناشی از انسجام واژگانی (57.14) و پسازآن انسجام دستوری (30.61) میباشد که در مجموع بر عناصری چون «القافیة»، «عرش الطاغیة»، «جِلد» و نیز خود «شاعر» تأکید داشته و ارکان اصلی قصیده را تشکیل دادهاند. در این میان انسجام پیوندی (12.24) کمترین سهم را به خود اختصاص داده است که حکایت از سخنان صریح شاعر و نیز خلاصهگویی او دارد. ساختار آغازگری قصیده نیز غالباً بینشان و دارای اطلاعات کهنه بوده و بر وجه خبری جملهها در خصوص نقش شاعر و شعر سرایی در براندازی ظلم دلالت دارند؛ امری که توجه را نه به سمت مردم و تحریکشان به اعتراض، بلکه به نقش سازندهی شاعران و شعرسرایی در آگاهی سازی مردم جلب مینماید.