مفهوم‌سازی «زمان» در رمان «حکایات یوسف تادرس» در پرتو نظریه ی معنی‌شناسی شناختی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه لرستان

2 دانشیار گروه زبانشناسی، دانشگاه پیام نور تهران

3 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات عرب، دانشگاه لرستان

doi
10.22034/mcal.2022.16641.2156
چکیده

زمان یکی از مهم‌ترین مفاهیم پیچیده­ی انتزاعی است که در طول تاریخ توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود معطوف داشته است. با استناد به زبان بشر، معنی‌شناسان شناختی نیز به بررسی فهم بشر از زمان پرداخته‌اند. زبان ادبی به‌ویژه زبان داستان، محمل حضور عناصر زمانی است و واکاوی ساز و کارهای شناختی از جمله طرحواره‌های تصوری، استعاره‌ها و مجازهای مفهومی در متن داستان از منظر معنی‌شناسی شناختی، چگونگی درک این مفهوم انتزاعی و بازنمایی آن در زبان داستان را برای مخاطب میسر می­کند. در پژوهش حاضر سعی­شده که به بررسی مفهوم زمان در پرتو نظریه­ی معنی‌شناسی شناختی، بر اساس روش توصیفی- تحلیلی در رمان حکایات یوسف تادرس اثر عادل عصمت نویسنده­ی مصری، پرداخته شود. به این منظور، ابتدا استعاره­های مفهومی و طرحواره­های تصوری حاوی مفهوم زمان که در متن بازنمایی‌شده، استخراج گردیده و مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مجازهای مفهومی مرتبط با عباراتِ حاوی زمان بررسی و تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که نویسنده، زمان را به‌صورت مکان، مسیر، شیء و نیز موجود جاندار مفهوم‌سازی می‌کند تا بتواند این مفهوم زمانی را در چارچوب موردنظر روایت و برای اهداف روایی مثل شخصیت‌پردازی و توصیف رخدادهای داستان به کار گیرد. افزون بر این، زبان روایت حاضر از مجازهای مفهومی متفاوتی برای مفهوم­سازی زمان از جمله زمان رخداد به‌جای رخداد و کل زمان رخداد به‌جای جزئی از آن استفاده نموده­است. همچنین نتایج نشان می‌دهد که نظریه­­ی معنی‌شناسی شناختی قادر است، در کنار سایر نظریات، به تحلیل مفاهیم و مفهوم‌سازی‌های زبان داستان بپردازد و ابعادی از معناسازی روایی و ذهنیت نویسنده را روشن‌سازد.