واکاوی ابعاد هوش عاطفی در قصیده ی «حواریة العار» سمیح القاسم بر اساس مدل گلمن

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بین المللی امام خمینی ره

doi
10.29252/mcal.2022.16948.2171
چکیده

هوش عاطفی، اصطلاحی است که براساس مدل گلمن، به بررسی و تحلیل روانشناسانه­ی شخصیت در پنج بُعدِ خودآگاهی، خود مدیریتی، انگیزش، آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط می­پردازد. ادیب یا خالق یک اثر ادبی، برای خلق گفتمانِ خود مراحلی را طی می­کند که در آنها از ابعاد مختلف هوش عاطفی خویش بهره می­گیرد. از آنجا که ادبیات به­طور عام، و ادبیات مقاومت به­طور خاص، آیینه­ی تمام­نمای اندیشه­ها و گفتمان یک ملت در سطح جهانی است، پدیدآورنده­ی یک گفتمان ادبی باید ضمن در نظر گرفتن نیاز گفته­خوانان، گفتمانی را برگزیند که در انتقال اندیشه­های آن متن مفید واقع گردد. سمیح القاسم شاعر مقاومت فسطینی، در قصاید خویش به خلق گفتمان مقاومت و مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی گرویده است. وی در قصیده­ی «حواریة العار»، با خلق چندین شخصیت نمادین و اثرگذار، جدال همیشگی بین جنبش مقاومت فلسطین و نیروهای غاصب رژیم صهیونیستی را مطرح نموده است. این جستار می­کوشد تا ضمن استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی روان­شناسانه، به واکاوی ابعاد هوش عاطفی دنیل گلمن، در گفتمان هر یک از شخصیت­های موجود در این قصیده بپردازد. برخی از یافته­های پژوهش نشان­داد که شخصیت­های قصیده در تمامی مراحل تحقق گفتمان خویش، از تمامی ابعاد هوش عاطفی مد نظر گلمن در مواجه با گفته­خوانان خویش استفاده کرده­اند؛ به­طوری­که ضمن آگاهی کامل از عواطف خود، مدیریت آن به روش­های خاص خویش و داشتن انگیزه­های متفاوت برای بروز رفتار، به همدلی با دیگران (آگاهی اجتماعی) و مدیریت روابط خود با دیگران (یکدلی) توجه داشته­اند.