کاربست تکنیک فراترکیب در سیاست‌گذاری آموزش محیط‌زیست مبتنی بر مدیریت ردپای کربن در پالایشگاه‌های گاز

نویسندگان

1 گروه آموزش محیط زیست، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

2 گروه آموزش محیط زیست، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

3 گروه آموزش محیط زیست، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

4 گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22059/jes.2025.375867.1008498
چکیده

هدف: صنعت پالایش گاز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین صنایع و بخش تولیدی و اقتصادی ایران به شمار می‌رود که هم از سمت اقتصاد جهانی تأثیر می‌پذیرد و هم بر اقتصاد جهانی تأثیرگذار است. توجه به عوامل اقتصادی نباید منجر به نادیده گرفتن تأثیرات محیط‌زیستی این صنایع، ازجمله انتشار گازهای گلخانه‌ای که یکی از بحرانی‌ترین مسائل این روزهای محیط‌زیست است، گردد. برای بررسی و اندازه‌گیری انتشار گازهای گلخانه‌ای، آموزش مدیریت ردپای‌کربن که یکی از اصلی‌ترین شاخص محاسبات در این زمینه می‌باشد، حائز اهمیت است. بنابراین، هدف از این تحقیق، کاربست تکنیک فراترکیب در سیاست‌گذاری آموزش محیط‌زیست مبتنی بر مدیریت ردپای‌کربن در پالایشگاه‌های گاز می باشد.روش پژوهش: با به‌کارگیری رویکرد مرور نظام‌مند و فراترکیب، به تحلیل نتایج و یافته‌های محققین قبلی اقدام شده و با انجام گام‌های هفت‌گانه روش ساندلوسکی و باروسو، به شناسایی عوامل مؤثر پرداخته شده است. از بین 579 مقاله، 42 مقاله بر اساس روش CASP انتخاب شد. همچنین روایی تحلیل با مقدار ضریب کاپا 886/0 تائید گردید. نتایج حاصل از تحلیل داده‌های گرداوری شده در نرم‌افزار ATLAS TI  منتج به شناسایی 84 کد اولیه در 16 مقوله و 5 مفهوم گردید.یافته ها: بر اساس تکنیک فراترکیب 5 مفهوم در 16 مقوله به همراه 84 کد شناسایی شدند. مفاهیم شناسایی‌شده عبارت‌اند از محتوای آموزشی، بسترسازی آموزش محیط‌زیستی، عملکرد محیط‌زیستی سازمان، چالش‌های برون‌سازمانی و اثربخشی آموزش محیط‌زیستی. همچنین مقوله های شناسایی شده نیز شامل: تحلیل، طراحی، اجرا، ارزیابی، زیرساخت‌های تکنولوژیکی و فنی، برنامه‌ریزی، شناسایی ویژگی‌های فردی، عوامل نظارتی، مدیریت‌ردپای کربن، فرهنگ محیط‌زیستی، همکاری بین سازمانی، عوامل محیطی، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری، بهبود عملکرد سازمان، رضایت کارکنان، رشد و بلوغ سازمانی می‌باشد.نتیجه گیری: می‌توان اثربخشی آموزش محیط‌زیستی را از طریق ارزیابی مستمر عملکرد و عملیات پالایشگاه‌ها نیز سنجید. این ارزیابی‌ها می‌توانند از طریق مقایسه میزان مصرف انرژی، مقدار انتشار گازهای گلخانه‌ای و کاهش دیگر آلودگی‌های محیطی پالایشگاه‌ها قبل و بعد از اجرای برنامه‌های آموزشی انجام شود. این ارزیابی‌ها نقاط ضعف و قوت برنامه‌های آموزشی را مشخص می‌کنند و امکان بهبود و بهینه‌سازی آن‌ها را فراهم می‌آورند. درنتیجه، ارتقاء کیفیت آموزش‌های محیط‌زیستی به‌منظور مدیریت بهینه ردپای‌کربن در پالایشگاه‌های گاز می‌تواند بهبود قابل توجهی در عملکرد محیط‌زیستی و اقتصادی این صنعت داشته باشد. توسعه سیاست‌گذاری آموزش محیط‌زیست بر مبنای مدیریت ردپای‌کربن در پالایشگاه‌های گاز امری حیاتی است که بهبود کیفیت محیط‌زیست را تضمین نموده و همچنین به کاهش اثرات منفی تغییرات اقلیمی کمک می‌کند.