الهام گیری از کهن اسطوره ی گیل گمش در شعر معاصر عربی با تکیه بر شعر سمیح القاسم، ادونیس و سعدی یوسف
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه کاشان
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان
doi
10.22034/mcal.2023.17008.2177چکیده
اسطورهی میانرودانیِ «گیلگمش» به همراه شخصیت مکمّل وی «انکیدو» با درونمایهی مرگ، جاودانگی و آرمانهای والای انسانی، جایگاه ویژهای در شعر معاصر عربی یافته و مورد توجه شاعران نوگرای آن قرار گرفته است. سه تن از شاعران نامدار معاصر عرب «سمیح القاسم»، «ادونیس» و «سعدی یوسف» در بستر شعرشان، توجه ویژه به این اسطوره نمودند و کوشیدند با محور قراردادن شخصیت اسطورهایِ گیلگمش و الهامگیری از تجربهی آن، به ترسیم خواستهها و دلنگرانیهای خود بپردازند و با خوانشی جدید از آن میراثِ کهنِ اسطورهای، تفسیری تازهتر و عمیقتر از آن تراژدی غمبار ارائه دهند. در پی تمرکز ویژهی سه شاعر یادشده بر اسطورهی مورد بحث، این پژوهش بر آن است تا پس از معرفی اسطورهی یادشده، در گام نخست با روش توصیفی ـ تحلیلی و به صورت جداگانه، به واکاوی محورهای مورد توجه هر یک از شاعران از اسطوره، نقد محتوایی متن شعری آنان و تبیین اهداف الهامگیری از سوی سه شاعر بپردازد و در گام دوم، رویکردهای آنان به کهناسطوره را مورد همسنجی و مقایسه قرار دهد و به عنوان نتیجه، آن را فرادید مخاطبان قرار دهد. از نتایج این پژوهش آن است که سه شاعر با نگاه خاکستریِ خود، گیلگمش را در فضای تراژدیک و غمبار حضور دادهاند. دیگر اینکه سمیح القاسم به رغم استفادهی چشمگیر از شگردهای ادبی، نتوانسته تجربهی جدیدی بر گیلگمش خود حمل نماید و به تکرار تجربهی کهن پرداخته است. این در حالی است که ادونیس و سعدی یوسف به مرحلهی «اسطورهسازی» رسیده و توانستهاند از رهگذر آن شخصیت اسطورهای، تجربههای جدیدی را فرادید مخاطب قرار دهند.