بررسی مؤلّفه‌های مکتب رمانتیک در اشعار مقاومت «مسعد محمّد زیاد»

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان وادبیات عرب، دانشگاه ایلام

2 کارشناسی ارشد زبان وادبیات عرب، دانشگاه ایلام

doi
10.22034/mcal.2022.13560.1995
چکیده

رمانتیسم مکتبی است بر مبنای اعتقاد به ارزشمندیِ تجارب و تخیّلات فردی، و خلّاقیتْ بر پایه­ی عناصر خیال‌پردازانه که گاه نمود خود را در حوزه­های دیگر همچون مقاومت جلوه داده و در این راستا، کارکردهای تلفیقی ویژه­ای یافته که بیشتر به اندیشه­های آرمانی در چارچوب­های ادبی اهمیت می­دهد تا ایده­های واقعی و ملموس. همچنین ذهنی که حاوی گرایشات آرمان­گرایانه است، با تمسّک به چنین ابزار دوسویه­ای نوعی از کنش­مندهایِ مبتنی بر تعارض با منش­های خردورزانه را ارائه می­دهد. این مکتب بعد از اروپا، رفته ­رفته وارد عرصه­ی ادبیات عرب شد و ادبیان بسیاری از کشورهای عربی گوناگونی -از جمله فلسطین- به­خاطر نابسامانی­های محیطی و اوضاع سیاسی-اجتماعی نامناسب، به این سبک روی آوردند که از جمله شاعران این حوزه در فلسطین، «مسعد محمد زیاد» است. وی به خاطر حسّ دردمندیِ پیوسته­ای که در قبال هم­وطنانش داشته، رمانتیسمِ اجتماعی را در شعرش به نحو ملموس­تری نسبت به وجهه­ی فردیِ آن بروز داده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی جلوه‌های این مکتب در اشعار پایداری این شاعر می­پردازد و یافته­های پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه­هایی همچون حسرت از نابسامانی­ها و دردها و اوضاع نامناسب محیط، یادآوری معشوق و دوران کودکی، انعکاس غم و تنهایی، حسرت از جنایات رژیم اشغال­گر، آرمان­گرایی، آزادی از قید و بندها و مواردی از این دست، در گفتار شاعرانه­ی مسعدزیاد به­شکل بارزتری نمود یافته و بدین ترتیب شاعر توانسته نهایت اندوه خود را با پردازشی رمانتیکی و با تکیه بر موضوعات مقاومت­محور به نحو مطلوب­تری به مخاطب انتقال دهد. همچنین در بخش­هایی برای پردازش وملموس­تر نمودن مفاهیم مورد نظر خود، از ابزارهای زبانی و آوایی نیز سود برده که به صورت موردی در لا به ­لای بحث بدان اشاراتی خواهد شد.