جستاری در آرای نقدی عزالدین اسماعیل در باب تصویر شعری

نویسندگان

1 دانش آموخته ی دکتری زبان و ادبیات عرب، دانشگاه شهید بهشتی، مدرس دانشگاه فرهنگیان (پردیس شهید مفتح)

2 استادیار گروه زبان و ادبیات، دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران.

doi
10.22034/mcal.2022.15173.2085
چکیده

تصویر، یکی از پرکاربردترین اصطلاحات نقد ادبی است که از دیرباز در بلاغت مطرح و از مهم­ترین موضوعات نقد ادبی معاصر به­شمار می­رود و مورد توجه ناقدان بسیاری از جمله عزالدین اسماعیل قرار گرفته ­است. مطالعات و پژوهش­های وی در این حوزه قابل­توجه است؛ او با الهام از دیدگاه­های سوررئالیستی در نقد ادبی، به بیان ویژگی­های تصویر شعری و مقایسه­ی آن با تصویر سایر هنرها پرداخته و تفاوت کارکرد تصویر در شعر کلاسیک و جدید را بررسی نموده است. بنابراین پژوهش حاضر، می­کوشد با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی نقدی، دیدگاه­های وی را در این زمینه استخراج و به این سؤالات پاسخ دهد که در دیدگاه عزالدین اسماعیل، تصویر شعری در مقایسه با تصویر هنرهایی چون نقاشی، موسیقی و سینما چگونه است و چه اشتراکات و افتراقاتی دارد؟ و تصویر هنری موجود در شعر کهن با شعر معاصر چه تفاوت­های کارکردی دارد؟ نتیجه­ی این پژوهش حاکی از آن است که به اعتقاد وی تصویر شعری در سه ویژگی مکانی– زمانی، حسی و بیانی­بودن، با سایر تصاویر هنری قابل مقایسه است. از تفاوت­های کارکردی تصویر شعر کلاسیک و جدید نیز این است که در شعر کلاسیک، تصویر عیناً بر سطح ظاهر و پوسته­ی بیرونی اشیاء دلالت دارد؛ چنان­که هر شیء در تصویر همانی است که در خارج نمود پیدا می­کند؛ دیگر آنکه ادراک این نوع تصویر بسیار ساده می­باشد، حال آنکه در شعر معاصر، تصویر جزء لاینفک بافت شعر است و مجموعه­ی تصویرها با هم، شکل و هیأت کلی متن را می­سازند و تصاویر در شعر جدید، بر نوعی ناهمگونی، تضاد، تناقض و خیال­ورزی بنا شده­اند.