کارکرد خواننده ی نهفته در پرورش قوه تخیل کودکانه در داستان های کودک محمود شقیر بر پایهی نظریهی آیدن چمبرز (بررسی موردی: داستان کوتاه أنا و جمانة)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا همدان
2 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا همدان
doi
10.22034/mcal.2022.15620.2111چکیده
ادبیات کودک، بخش تأثیرگذاری در زندگی انسان است؛ زیرا شالودهی وی را می سازد ومهارت زبانی و منطقی را پرورش میدهد.نظریهی آیدن چمبرز1 میکوشد تا راههای تحلیل یک داستان در حوزهی ادبیات کودک را در اختیار پژوهشگر قرار دهد. در این روش چهار عنصر سبک2، زاویهی دید3، طرفداری4 و شکافهای گویا5 داستان کوتاه «أنا وجمانة» نوشتهی «محمود شقیر»، مورد مطالعه قرار میگیرد. پژوهش حاضر بر آن است تا براساس شیوهی توصیفی-تحلیلی، به واکاوی این داستان بپردازد؛ نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نویسنده، از واژگان، الفاظ و جملاتی متناسب با سن و فهم و درک کودکان استفاده کرده و سبک این داستان، از طرحی چالش برانگیز و جذاب، ساخت ویژه، اصطلاحات ساده، ضربالمثلها، استعارات و تشبیهات دلنشین و گیرا و کودکانه برخوردار است. زاویهی دید نیز با نگاهی کودکانه همراه میشود و عقاید و نظرهای یک کودک بر دنیای درون و بیرون آن حاکم است. عنصر طرفداری، پررنگ و بهخوبی متجلیشده و نویسنده به کودک این اجازه را میدهد تا کنجکاوی و شیطنت کند و از این طریق، زمینهی مشارکت فعال و لازم خوانندهی کودک را فراهم سازد. سپیدنویسی داستان و شگردهای آن نظیر تمرکززدایی و ابهام، با جذابیت و لذت همراه است.