تحلیل گفتمان انتقادی در رمان «موسم الهجرة إلی الشّمال» (بر اساس الگوی فرکلاف)

نویسندگان

1 استادیار رشته زبان و ادبیات عرب، دانشگاه علوم ومعارف قرآن کریم، قم

2 دانش آموخته دکترای زبان و ادبیات عرب، دانشگاه بین المللی قزوین

doi
10.22034/mcal.2022.15548.2104
چکیده

گفتمان انتقادی، به نوعی روند تکوینی تحلیل گفتمان اطلاق می­گردد که در آن با عبور از توصـیف صرف داده­های زبانی، به فرآیندهای مؤثّر در شکل­گیری گفتمان توجه می­شود. در این نوع از تحلیل گفتمان، به دو رویکرد اجتماعی و زبان­شناختی پرداخته می­شود؛ که در رویکـرد اجتماعی به گفتمان و بافت موقعیتی پرداخته می­شود و در رویکرد زبانشناختی، بافت متنی تشریح می­گردد. رمان «موسم الهجرة إلی الشّمال»، در تناسب با الگوی تحلیلی گفتمان انتقادی فرکلاف، در سه سطح این نظریّه، یعنی توصیف، تبیین و تفسیر با روشی توصیفی- تحلیلی حاوی برآوردهایی است که عبارتند از: نویسنده با زبانی ساده و به دور از تکلّف و با استفاده از زبان معیار و با صحنه­پردازی دقیق و تصویرپردازی­ جزئی، برای درک عمیق درون­مایه رمان توسط خواننده تلاش می­کند؛ ایدوئولوژی نویسنده که مقابله با استعمار است، در شکل رابطه­ی شخصیّت داستان با زنان غربی جلوه­ نموده است و تفکّر غالب در این رمان تقابل شرق و غرب می­باشد که در شکل تقابل مصطفی با زنان غربی نمودار شده و نتیجه­ی آن قتل و خونریزی بوده است. همچنین بافت موقعیتی آن در زمان استعمار سودان صورت پذیرفته که طیّب صالح با به­کارگیری مفاهیم قرآنی و استفاده از اصطلاحات اصیل عربی و شخصیّت عطیل (اتللو)، به خلق این اثر اقدام نموده است.