تحلیل داستان کوتاه «فی جنازتی» اثر «غسان کنفانی» بر اساس نظریهی «آیلین بالدشویلر»
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ورامین (پیشوا)
2 فارغ التحصیل دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ورامین (پیشوا)
doi
10.22034/mcal.2022.16203.2141چکیده
داستان کوتاه بهویژه داستان کوتاه عربی، بازتاب اندیشهی نویسنده برای رسیدن به مفاهیمی همچون عدالت و آزادی و تجسم آرزوهای دستیافتنی و دستنیافتنی است. بههمین سبب، نویسنده تلاش میکند دغدغههای فردی و اجتماعی را در چنین داستانی بنا سازد، از سویی، داستانی داستان کوتاه نامیده میشود که از ویژگیهای لازم، از قیبل اختصار، ابتکار، روشنی و تازگی شیوهی نگارش، برخوردار باشد و تحلیل داستان بر اساس مؤلفههای مدّنظر نظریهپردازان داستان کوتاه، خواننده را جهت شناخت این نوع اثر ادبی، رهنمون می سازد. «آیلین بالدشویلر» بهعنوان یکی از نظریهپردازان عرصهی داستان کوتاه غنایی، معتقد است ذهن و دنیای درون شخصیتها در داستانهای کوتاه بسیار برجسته میشود، از نظر وی، هدف نویسنده در داستان کوتاه غنایی، نمایش تصویری بیواسطه از افکار و احساسات شخصیت اصلی داستان است. این مقاله با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، اصول پنجگانهی بالدشویلر را در داستان «فی جنازتی» اثر «غسان کنفانی»، مورد تحلیل قرار میدهد و به این نتیجه میرسد که از میان اصول پنجگانهی بالد شویلر، عناصر زمانپریشی، خیال و ذهنگرایی بیشترین نمود را در داستان «فی جنازتی» یافته که بهنوعی میتوان آن را نشأت گرفته از تجربیات واقعی زندگی فردی و اجتماعی و بازتابی از درونیات خوانندگان دانست. بنابراین داستان «فی جنازتی» را میتوان در زمرهی کاملترین داستانهای کوتاه غنایی بهشمار آورد.