نشانه شناسی مفهوم غربت زمانی-مکانی در دیوان «أحزان السّنّة العراقیة» از «خزعل الماجدی» بر اساس نظریه ی پیرس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتهی زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه
2 دانشیار گروه زبان وادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه
3 استاد گروه زبان وادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه
doi
10.22034/mcal.2022.16341.2144چکیده
نشانهشناسی یکی از شیوههای جدید در نقد ادبی متون است که پژوهشگران با تکیه بر اصول نشانهشناسی، به تحلیل دادههای پنهان و درونی متن و کنشهای میان واژگان در بافت جمله میپردازند و نهانهای معنایی و نشانههای موجود در متون شعری را آشکار و تفسیر میکنند. یکی از معروفترین نظریهپردازان این علم، چارلز پیرس (1914م– 1839م) آمریکایی است که با طرح الگوی سه وجهی خود، گسترهی کاربرد نشانهشناسی را بسیار وسعت بخشید و بعدها مورد توجه بسیاری از پژوهشگران ادبیّات و زبانشناسی قرار گرفت و بسیاری از آثار ادیبان به این روش تحلیل شد.خزعل الماجدی (1951م) از شاعران تبعیدی عراقی است که غم غربت و دوری از وطن از پربسامدترین مضمونهای شعری اوست که در بسیاری از اشعارش بهویژه در دیوان شعری «أحزان السَّنة العراقیة»، اندوه تنهایی و غربت هویداست؛ از اینرو پژوهش حاضر میکوشد با شیوهی توصیفی-تحلیلی و بر اساس مبانی نشانهشناسی "پیرس"، به بررسی چگونگی شکلگیری نشانههای مربوط به مفهوم وطن در قالب رمزگانهای زمانی و مکانی در اشعار الماجدی بپردازد. بر پایهی نتایج پژوهش، این رمزگانها با هدف زیباسازی کلام، بالابردن ظرفیّت معنایی واژگان و خلق ترکیبهای معنایی جدید و نامأنوس بهکار رفتهاند و ذهن مخاطب را از معنای ساده و دلالت صریح مدلول واژگان، بهسوی معنای دور و خیالانگیز و دلالت ضمنی سوق میدهند و تصاویری در شعر خود میآفرینند که متناسب با فضای کلّی قصیده هستند و بازتابی از عوامل برون متن و جهانبینی الماجدی و عواطف و حس نوستالژیک و غربت و دلبستگی شدید او به وطن میباشند.