خوانش دیستوپیایی رمان «فرانکشتاین فی بغداد» بر اساس اصلاحات مرتن بر دیدگاه کارکردگرایی ساختاری

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه گیلان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عرب، دانشگاه گیلان

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عرب، دانشگاه گیلان

doi
10.22034/mcal.2022.11548.1884
چکیده

ادبیات داستانی معاصر عربی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه­های اجتماعی شکل می­گیرد و بر همین اساس، نه تنها مطالعه­ی جریان­های اجتماعی به فهم بهتر آن کمک می­کند، بلکه عموماً این نوع هنر، قابلیت خوانش بر اساس نظریه­های جامعه­شناسی را نیز می­یابد. از جمله­ی این نظریه­ها، نظریه­ی کارکردگرایی ساختاری است که مرتن به سه اصل آن، یعنی وحدت کارکردی، شمول عام و ضرورت کارکردی انتقاد کرده است. بر همین مبنا در این پژوهش، رمان فرانکشتاین فی بغداد اثر احمد سعداوی از منظر جامعه‌شناختی و با دیدگاه کارکردگرایی ساختاری مورد توجه است. الشسمة، شخصیت اصلی رمان و نماد یک سیستم کارکردگراست که با هدف برپایی آرمان‌شهری که در آن ترور وجود ندارد، ایجاد شده و عدالت درمورد قربانیان ترور را به اجرا در می­آورد. با توجه به انتقادات مرتن به کارکردگرایی، دلایل شکست طرح آرمان‌شهری الشسمة و بدل­شدن آن به دیستوپیا مورد بررسی قرار می­گیرد. نتایج به­دست آمده نشان می­دهد که سه اصل مورد انتقاد مرتن، شکاف‌هایی دارد که مانع برپایی آرمان‌شهر در سیستم کارکردگرای اجرا شده در رمان است.