واکاوی رمان «المحبوبات» عالیه ممدوح بر اساس نظریهی تن بیگانه کریستوا
نویسندگان
1 دکتری تخصصی زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی
2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه زابل
3 استادیار گروه مترجمی زبان عربی، دانشگاه دامغان
doi
10.22034/mcal.2022.15067.2079چکیده
ژولیا کریستوا در چارچوب نظریهی تن بیگانه، به توضیح بیگانهی درون انسان پرداخته است. این بیگانه یک نیروی پنهان و تعبیری از تناقضها، تضادها، اختلافها و گسستهای درونی انسانهاست که تحت فشار شرایط محیطی پرتوان میشود و میزبان خود بهویژه اگر از طبقهی مهاجران باشد را در معرض خطر طردشدگی از جامعه و دیگربودگی قرار میدهد. رمان «المحبوبات» نوشتهی عالیه ممدوح، شرح بیگانگی مهاجران عراقی در جوامع غربی است. نویسنده در این رمان، از دریچهی چشم سوژههای عراقی مهاجر به غرب، دنیا را نگریسته و به آنها فرصت داده تا به رنجهای خود، در عراق و بیرون از عراق بیندیشند و با مخاطب خود سخن بگویند. در واقع ممدوح با این ترفند، فرایند بیگانگی با خویشتن عراقیهای ساکن و مهاجر را برای مخاطب ترسیم کرده است. بر همین اساس در مقالهی حاضر، این رمان وی بر مبنای نظریهی «تن بیگانهی کریستوا» و با روش توصیفیتحلیلی به بحث و بررسی گذاشته میشود. یافتههای پژوهش مبین این موضوع است که عراقیهای ساکن در سرزمین مادری یا مهاجر به سرزمینهای بیگانه، این استعداد را دارند تا بهصورت خودخواسته یا از روی اجبار محیط، به عنوان «دیگری غریبه» شناخته شوند و شدت این بیگانگی در مهاجران بیش از سایر عراقیها میباشد؛ به این صورت که آنها بهدلیل زندگی در محیط بیگانه، باید آمادگی دوری از زبان مادری و همچنین گسست پیوند با فرهنگ ملی خویش را داشته باشند.