تحلیل و واکاوی شخصیت ها در نمایشنامۀ "ملحمةالسراب" اثر سعدالله ونوس بر مبنای دیدگاه شلومیت ریمون کنان

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

3 کارشناس ارشد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
10.22034/mcal.2021.15159.2083
چکیده

سعدالله ونوس از نمایشنامه­نویسان معاصر سوری است که در اغلب آثارش، نگاه فرا ملّی داشته و تحوّلات اجتماعی، اقتصادی و از همه مهم­تر، نظام نوین سرمایه­داری را به چالش می­کشد. این نویسنده در یکی از  مشهورترین آثار نمایشی خویش "ملحمةالسراب" (1966م)، افکار خود را در قالب گفتگوی میان شخصیت­ها و توصیف‌های نمایشنامه بیان می­کند. نظریه­ی ریمون کنان، به موضوع شخصیت­پردازی بیش از دیگر شاخصه­ها پرداخته و توجه ویژه­ای به این مؤلفه دارد؛ در این دیدگاه، شخصیت­­پردازی بر اساس توصیفِ مستقیم و غیرمستقیم است. در توصیف مستقیم، موضوعاتی مانند خصلت شخصیت­ها برای خواننده معرفی می­شود امّا در توصیفِ غیرمستقیم رفتارها به طرق مختلف همچون کنش­های عادتی، غیرعادتی و غیره نشان داده می­شوند. شخصیت­های نمایشنامۀ ملحمةالسراب، دارای نقش و کنش­هایی هستند که از طریق نظریه­ی ریمون کنان قابل تحلیل و بررسی است. پژوهش حاضر بر آن است تا به روش توصیفی­-تحلیلی، شخصیت­های نمایشنامه­ی "ملحمة السراب" را بر مبنای الگوی شخصیت­پردازی ریمون کنان مورد واکاوی قرار دهد. یافته­های پژوهش نشان می­دهد که این شخصیت­ها، دارای رفتارها و کنش­هایی هستند که به شکل­گیری نظام سرمایه­داری در جامعه­ی عربی منجر شده است؛ موضوعی که از اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی حاکم بر جوامع عربی و بازتاب آرای نقدی نویسنده در برابر آن حکایت می­کند.