کاربست رویکرد گفتمان انتقادی فرکلاف در تحلیل رمان «عُرْسُ الزَّین» اثر طیب صالح
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین ـ پیشوا
doi
10.22034/mcal.2022.15532.2103چکیده
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی نوین در تحلیل گفتمان است که لازمهی آن شرکتدادن عواملی همچون قدرت، ایدئولوژی، تاریخ و مواردی از این دست، در متن میباشد. براساس نظریهی نورمن فرکلاف، برای کشف لایههای زیرین و تحلیل الگوی گفتمانی، باید سه سطح «توصیف»، «تفسیر» و «تبیین» را بررسی کرد. این جستار بهروش توصیفی- تحلیلی، با بررسی رمان «عُرْسُ الزَّین» اثر طیب صالح و با بهرهگیری از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، در پی پاسخگویی به کیفیت تحلیل انتقادی گفتمان رمان مذکور در سطوح توصیف، تفسیر و تبیین میباشد و مشخص میکند که نویسنده در سطح توصیف، با توجه به اسلوبِ گفتمان جاری و عامیانه، زبانِ ساده، کنایهآمیز و گاه خبری و تکراری که با بار عاطفی و مذهبی ـ اعتقادی همراه است، در پی بیان اندیشههای خویش میباشد. در سطح تفسیر نیز، به بافت موقعیتی، پیشفرضها و میانمتنیهای گفتمان توجه دارد و چارچوب و موضوع موردنظر خود را در قالب رمان و در طی گفتمانها بیان میکند؛ بهطوریکه سیر تغییر و تحول شخصیتها، بازگشت بهسوی فطرت انسانی آنها دارد و با راهنمایی و گفتمان ارشادی رهبری دینی و عرفانی، صورت واقعیت بهخود میگیرد. در سطح تبیین، نویسنده قصد دارد تا تأثیر ساختار اجتماعی در نوع گفتمان و تأثیر بازتولیدی که این گفتمان میتواند در تغییر ساختار بگذارد را بهتصویر بکشد. اگرچه صالح در این رُمان، دیدگاهی رئالیستی و انتقادی از اوضاع جامعه را ارائه میدهد، اما گرایشات آرمانگرایانهی او به سمت مدینهی فاضلهای است که در آن، تمامی نهادهای اجتماعی با قدرتی همسطح، از روابطِ مسالمتآمیز انسانی برخوردار باشند.