آیا علم مدرن قادر به حل مسائل انسان است؟
نویسندگان
1 دانشیار گروه فیزیک، هسته پژوهشی نقد الحاد نوین و هسته پژوهشی مطالعات میان رشتهای هستیشناختی، دانشکده علوم، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.30465/os.2025.50748.2018چکیده
یکی از ادعاهای مدرنیته توانایی انسان در پیدا کردن پاسخ برای تمام پرسشها و حل تمام مسائل بشر ازطریق علوم مدرن است. امّا عملاً آنچه از تحقق مدرنیته در جوامع مدرن ملاحظه میشود، خلاف این ادعا را نشان میدهد. بهگونهای که دو نفر ار فیلسوفان بزرگ غربی (نیچه و هایدگر) انسان مدرن را «سرگشته» و «افسونزده» توصیف میکنند. در این مقاله، با روشی تحلیلیفلسفی میخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا ادعای مذکور نمیتواند صادق باشد. بهبیاندیگر، چرا علوم مدرن نمیتوانند به جهان معنا دهند؟ دراینراستا، واکاوی چیستی علوم مدرن و بررسی نقاط ضعف آنها لازم است. بهعبارتی، آیا تاکنون پرسیدهایم باوجود نظریات متعدد «رقیب» و متناقض، آیا اعتماد پذیری و روایی علوم مدرن ممکن است؟ یا آیا علوم انسانی مدرن تمام، منسجم و رهاییبخش هستند؟ ازاینرو، لازم است ابتدا به مطالعه خاستگاه و شکلگیری علم مدرن و مدرنیته پرداخته شود و نسبت آنها با یکدیگر بررسی شود. سپس با استفاده از اصول علم مدرن، به پرسش اصلی مقاله در مورد توانایی علوم مدرن در حل مسائل بشر پاسخ داده میشود.