برجسته سازی در اشعار محمّدسعید الحبوبیّ با تکیه بر نظریه ی جفریلیچ
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی، دانشگاه اراک
2 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک
3 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه اراک
4 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه اراک
doi
10.22034/mcal.2021.14814.2060چکیده
سیّدمحمّدسعید الحبوبیّ، از شاعران معاصر عراق است که برخی از ادیبان نظیر سلمی جیوسی، وی را پیشوای شعر جدید عراق میدانند. دیوان وی، سرشار از هنجارشکنیهای هدفمند در ساختار و فرم واژگان است. صورتگرایان، این هنجارشکنیها را از روشهایی برای برجستهسازی شعر میدانند که به غنای ادبی متن کمک میکند و از اینرو، بررسی موضوع برجستهسازی که «لیچ» آن را برپایهی «قاعدهکاهی» و «قاعدهافزایی» تقسیمنموده، بهعنوان ابزاری برای پربار کردن آثار شاعران، ضروری بهنظر میرسد. مقالهی حاضر، قصد دارد به روش توصیفی-تحلیلی، هنجارگریزی شاعر را در خلق جلوههایی از زیباییشناسی و رستاخیز واژگان بر اساس نظریهی لیچ مورد بررسی قرار دهد. از اهداف تحقیق، آشنانمودن مشخصههای القای معنا به مخاطب به شیوهی برجستهسازی و به فعلیّت رساندن واژگان خاموش میباشد که شاعر با نامألوف جلوهدادن ترکیبهای تکراری، آن را در شعر پیاده کرده است. مسألهی پژوهش در زمینهی قاعدهکاهی، این است که شاعر از عناصر علم بدیع نظیر «ایهام»، «تناسب» و «تکرار» چگونه در توصیف «چندمعنایی»، «شبکهی معنایی» و «واجآرایی» واژگان بهره برده است؛ شاعر از نظر قاعدهافزایی، به چه اشکالی از «آرکائیسم»، در ایجاد پیوند متن با فرهنگ کهن، بهره گرفته و به چه شیوهای از واژگان علم نجوم، در ارتقای موسیقی و تصویرگری وامگیری کرده است. نتیجهی پژوهش، به کارکرد انواع «توریه» در تبیین واژگان دوپهلو، ایجاد انگیزش مخاطب و برجستهسازی ارتباط لفظ با معنا اشاره دارد. همچنین به این نکات دستیافته که شاعر از «آرکائیسم»، به دو شکل ادبی و دینی بهره برده، از انواع اعراب در زمینهی «نمادگرایی» و از نجوم در خلق «تصویرگری شاعرانه» استفاده کرده است.