زیبایی‌شناسی انتقادی اشعار ادونیس بر اساس مکتب فرانکفورت

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات، دانشگاه کاشان

2 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه کاشان

3 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان

4 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه کاشان

doi
10.22034/mcal.2021.12391.1921
چکیده

نظریه­ی زیبایی­شناسی انتقادی مکتب فرانکفورت، به هنر به­ مثابه­ی یک مقوله­ی مستقل می­نگرد و بر اصالت آن تاکید می­نماید. بر اساس مبانی این نظریه، موفق بودن یک اثر هنری در گرو سازش نکردن با ناسازگاری­ها و عدم تاییدآن­هاست. ادونیس به عنوان شاعر نوگرای معاصر عربی، با بهره­گیری از ساخت‌های جدید زبانی، بر آن است تا امکان­های جدید شعری را تجربه کند. زبان انتقادی وی، نظام ساکن و تاییدگر سلطه را به لرزه درمی­آورد، تناقض­های موجود در جامعه را افشا می­کند و می­کوشد تا جامعه­ای بر پایه­ی عدالت، آزادی و اندیشه­ورزی بنا نماید. در پرتو اهمیت مسأله، پژوهش حاضر تلاش دارد تا براساس نظریه­ی زیبایی­شناسی انتقادی و با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی اشعار انتقادی ادونیس در دفترهای شعری «أغانی مهیار الدمشقی»، «تنبأ أیها الأعمی» و «هذا هو إسمی» بپردازد؛ دفترهایی که در آن شاعر قضایای موجود در جامعه را به­چالش می­کشد و برای بیداری و روشنگری انسان معاصر و آشنایی وی نسبت به آزادی و شهامت انتقاد نسبت به نابسامانی شرایط حاضر در جهت رسیدن به جامعه تلاش می­نماید. بررسی نمونه­های شعری شاعر، نشان­دهنده­ی آن است که ادونیس به استقلال هنر، باور دارد و کوشیده تا ملت عرب را بیدار سازد. او نپذیرفته که یک شاعر در قید و بند باشد، از حکومت یا حاکم خاصی دفاع نماید و یا وامدار شخص یا اشخاصی باشد؛ بلکه از نظر او وظیفة شاعر این است تا ضمن سلطه ناپذیری، در برابر هر نیرویی که انسان را محدود می­سازد و آزادی وی را سلب می­کند بایستد و با آن جریان به مبارزه برخیزد.