کارکرد نشانهشناختی نامها در رمان الطریق نجیب محفوظ
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی
3 دانشآموختهی دکتری زبان و ادبیات فارسی
doi
10.22034/mcal.2021.13242.1970چکیده
در عصر اسطوره، نام کارکردی جادویی و پیوندی ناگسستنی با صاحبنام داشت. با پایانیافتن این عصر، کارکردِ جادویی نام به کارکردی ارتباطی فروکاست؛ اما با ورودِ رمان به زندگی انسان و تصاحب جایگاه اسطوره، نقش و جایگاهِ نام به رمان انتقال یافت. بنابراین، بررسی نشانهشناختی نام در رمان میتواند مخاطب را به لایههای معنایی پنهان رهنمون شود و رویکردِ نشانهشناسی ثانویه که رولان بارت در بررسی نظامهای اسطورهای از آن کمک میگرفت، برای این بررسی کارآمد است؛ در این رویکرد، نشانههای برآمده از نشانهشناسی اوّلیه در مرحلهی دوم به مرتبهی دال تنزل یافته و مجدداً نشانهشناسی میشوند. بر همین اساس، این مقاله قصد دارد با روشی توصیفی-تحلیلی، در رمان الطریق نجیب محفوظ، با بررسی پیوندِ دالِ نام با مدلولِ صاحبنام در شخصیتهای کلیدی صابر، سیدسید رحیمی، الهام، بسیمه عمران و کریمه، به نشانهشناسی اوّلیۀ این شخصیتها بپردازد؛ سپس بر اساسِ ارتباط دال و مدلول در نشانهشناسی اوّلیه، شخصیتها را به دو دسته تقسیم کند. در این دستهبندی سیدسید رحیمی و الهام که شخصیت و نامشان در پیوندِ مستقیم با یکدیگر است، در یک دسته و بسیمه عمران، کریمه و صابر که پیوندِ وارونهای با نامِ خود دارند، در دستهی دیگری قرار گرفتند. سپس هر دسته در تقابل با دستهی دیگر، به مثابۀ دالی در نظر گرفته شده و به جستجوی مدلولهای آنها پرداخته میشود. دالها، با نشانهشناسی ثانویه، دلالتهای تاریخی-اجتماعی گوناگونی در جوامع و انسان شرقی پیدا کردند که نشانگر موقعیت سرزمینهای عربی در گذشته و اکنون است و این مقاله به کشف معانی برآمده از آنها اختصاص یافته است.