نشانه‌شناسی قصیدة «الصامدون» اثر عبدالقدوس العاملی با تکیه بر رویکرد مایکل ریفاتر

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

doi
10.22034/mcal.2021.13300.1973
چکیده

شعر مقاومت، شعری معنامحور تلقی می­شود که به واسطة داشتن مرجع بیرونی، کارکرد ارجاعی آن در اولویت بوده، اما در عین­حال دارای کارکرد ادبی و شعری نیز است؛ لذا در این نوع ادبیات چالش میان تعهد و زیبایی، نویسنده را در فضای بینابینی قرار می­دهد تا در گزینش زبان شعری­اش در نوسان باشد؛ نوسان بین تعهد به واقعیت و واقع­نمایی و میل به زیبا سرودن که تحلیل زبان­شناسی و نشانه­شناسی با کنکاش در زبان اثر و کشف رابطة آن با معنی این نوسان شاعر را هویدا می­سازد. رویکرد نشانه­شناسی ریفاتر با تاکید بر دو محور پیام، خواننده و خوانش دقیقی که در زبان اثر دارد، شیوه­ای مناسب برای نشان دادن این چالش در شعر مقاومت است. پژوهش حاضر تلاش­دارد با روش توصیفی –تحلیلی  قطعة شعر «الصامدون» از عبدالقدوس عاملی شاعر مقاومت لبنان را که پس از ایام جنگ 33 روزة لبنان سروده است، بر اساس این رویکرد مورد نقد و بررسی قراردهد تا با توجه به نظام نشانگانی شعر، چگونگی تمایز مرز میان کارکرد ارجاعی و ادبی روشن شود. بر اساس داده­های این پژوهش، شعر عاملی، در تقابل دوگانه­ای میان صراحت­گویی و ابهام قرار گرفته است. بخش­هایی از متن که با تقلیدی از واقعیت بیرون، بهره کمتری از ادبیت برده، در خدمت کشف معنی از قسمت­هایی است که با ساختار لایه­ای و داشتن دلالت‌های پنهان، تنها با تحلیل دقیق زبانی قابل دسترس است.