بازتاب مردسالاری در شعر ناریمان علّوش
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر
2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه خلیج فارس، بوشهر
3 (دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه خلیج فارس، بوشهر)
doi
10.22034/mcal.2021.13365.1977چکیده
مردسالاری، بسیاری از ایدئولوژیهای مرتبط با جنبش فمینیسم را تشکیل میدهد که پدرسالاری و سلطه و اقتدارِ دودمانی نیز در ذیل همین مجموعه جای میگیرند. این اقتدار مردانه ریشه در سلطهگری مرد و سلطهپذیری زن دارد؛ بدین معنا که مرد بر پایة باورهای فرهنگی و سنتی، خود را تنها قیم و عهدهدار زن معرفی میکند. باری، زنانی که تا گذشتة نهچندان دور خود را تابع مرد می دانستند، امروزه ادبیات و خاصه شعر را دستمایة تحقق آرمان برابری خود و مردان قرار دادند. ناریمان علّوش شاعر معاصر لبنانی، از زنان شاعری است که برای رسیدن به چنین آرمانی در شعر خود از این درونمایه بهره گرفته. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، از رهگذر شعر ناریمان علوش به دنبال پرداختن به نگرش و باوری است که جوامع سلطهجوی مردسالار نسبت به زنان و نقش کلیشهای آنان دارند همچنین در پی نقد مؤلفههای زنستیزانهای است که سلطهجویی و خودبرتر بینی مردان و نابرابریها، تحقیرها و زنستیزی جنسیتی، قانونی و عاطفی در حق زنان از آن مؤلفهها بهشمار میآیند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مردسالاری، بستر بسیاری از تبعیضهای جنسیتی و نابرابریها در حقّ زنان است. از آنجا که شاعر از یک سو نگاهی منفی به هویت سنتی زن دارد و از دیگر سوی، خواستار اصلاح شماری از آداب و رسوم سنتی است، چاره را در جستن طرحی نو برای هویت زنان میداند.