خوانشی آدلری از داستان «خلیل کافر» اثر جبران خلیل جبران (آسیب نگاری روان خلیل)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)
2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه گیلان
doi
10.22034/mcal.2020.1672چکیده
آلفرد آدلر (1870-1937م)، روانکاو و بنیانگذار مکتبی به نام «روانشناسی فردنگر» در سدۀ بیستم است که با تأکید بر جنبۀ اجتماعیبودن انسان، اعمال و رفتار وی را زاییدۀ کششهای اجتماعی میداند و در راستای چنین بینشی، شخصیّت وی را بر پایۀ مفاهیمی همچون «احساس حقارت»، «خودآگاهی»، «غایتنگری» و ... مورد واکاوی قرار میدهد. پژوهش حاضر با توجّه به ظرفیّتهای روانشناختی داستان «خلیل کافر» اثر جبران خلیل جبران بر آن است تا با روش توصیف و تحلیل محتوا، شخصیّت «خلیل» را بر مبنای اصول نظریۀ آدلر بررسی و تحلیل نماید. یافتهها گویای آن است که جبران نیز به نقش اثرگذار اصول آدلری به ویژه اصل بنیادینِ «احساس حقارت» در شکلگیری و اعتلای شخصیّت هر فرد معتقد است. از اینرو با انتقال اندیشهها و عقایدش در این باب، میکوشد که در حقیقت با پردازش روانی شخصیّت جهادی «خلیل»، مردم ناآگاه لبنان را در فضای دلمُرده و استبدادزدۀ جامعة کلیسایی به جنبش و پویایی وادارد و از این رهگذر، کارکرد دادههای روانشناختی را در انتقال بهتر معنا در حوزۀ ادبیات داستانی به نمایش گذارد.