رویکرد حق به شهر در محلههای دوستدار کودک مطالعه موردی: محله خواجه نظامالملک تهران
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
3 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22034/jsc.2024.429186.1750چکیده
شهری شدن و ظهور سبکهای زندگی نوین، مسائل جدیدی را رویاروی کودکان قرار داده و اندیشه شهر و محله دوستدار کودک را بهعنوان مکانی که در آن حقوق کودکان رعایت میشود، مطرح نموده است. هدف این مقاله ارزیابی محله خواجهنظامالملک تهران به لحاظ شاخصهای محله دوستدار کودک با رویکرد حق به شهر است. دادههای عینی مربوط 22 شاخص از منابع اسنادی فراهم آمدهاند و دادههای 31 شاخص ارزیابی ذهنی نمونه آماری 373 نفره از والدین کودکان ساکن در محله هستند که به شکل تصادفی از جامعه آماری والدین انتخابشدهاند. پرسشنامه حاوی 31 گویه برای ارزیابی 31 شاخص است. ضمن تحلیل کیفی دادههای آماری در قیاس با معیارهای استاندارد، دادهها در دامنه 1-5 نمرهگذاری شدهاند تا تمامی شاخصها واجد مقیاس واحدی گردند. مدل تی تست تکنمونهای در نرمافزار SPSS برای تحلیل دادهها، اجراشده است. یافتهها نشان دادند که وضعیت محله موردمطالعه در سطحی پایینتر از حد متوسط قرار دارد. با فرض رقم 3 بهعنوان حد میانه، رقم 17/2 نشانگر ضعیفترین حالت برای شاخصهای بعد نهادی-حقوقی است. در دو بعد دیگر کالبدی-محیطزیستی و اجتماعی-فرهنگی نیز رقم یادشده به ترتیب 28/2 و 8/2 حاصلشده است. ضعیفترین شاخصها مربوط به سرانههای فضای سبز، فرهنگی، ورزشی بوده و شاخصهای سطح تحصیلات والدین، تشویق به پاسداشت رویدادهای فرهنگی، امکان تأمین کالاها و خدمات خاص کودکان در خود محله و دسترسی و کیفیت مهدهای کودک و مدارس ابتدایی وضعیت نسبی بهتر را نشان دادند. پیش بردن محله برای نزدیک شدن به معیارهای یک محله دوستدار کودک نیازمند یک برنامه راهبردی در راستای بازآفرینی پایدار فرهنگی است.