بازپژوهی بیع اموال غیرمادی در فقه اسلامی و حقوق ایران
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه مفید
2 استادیار دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه مفید
doi
چکیده
قانون مدنی در ماده 338 به پیروی از گروهی از فقیهان امامی، بیع را به «تملیک عین بهعوض معلوم» تعریف کرده است. ازآنجاکه کلمه «عین» در اصطلاح فقیهان امامی در مقابل «منفعت» و «حق» و از دیدگاه برخی فقیهان اهل سنت در مقابل «دِین» به کار رفته، این سؤال مطرح میشود که آیا اموال غیرمادی هم میتواند در قالب عقد بیع منتقل گردد؟ اگر پاسخ به این سؤال مثبت باشد، میتوان با اجرای احکام و قواعد مربوط به بیع در این موارد، ضمن پیشگیری از صدور آرای متفاوت ناشی از اختلاف نظر در این زمینه، موجبات یکپارچگی قواعد حقوقی را فراهمآورد. این جستار با نقد و بررسی فقهی و حقوقی مفاهیم اساسی بیع، عین، مال و حق، به این نتیجه دست یافته است که با توجه به عرفیبودن حقیقت بیع و مالیتداشتن برخی از اموال غیرمادی از دیدگاه عرف امروزی و گسترش مفهوم عین به منظور دربرگرفتن امور غیرمادی و ناسازگاری آن با مفهوم حقیقی عین، باید در تعریف بیع تجدید نظر کرد و با اعتقاد به عدم لزوم عینیت مبیع، همچون برخی از فقیهان حنفی، شافعی و حنبلی به جای واژه عین در تعریف بیع از واژه مال استفاده نمود و از این طریق به تشخیص عرف نیز ترتیب اثر داد.