تحلیل داستانک «اللغة الأخری» اثر جبران خلیل جبران، از منظر نمادشناسی

نویسندگان

1 دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علامه طباطبائی

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22034/mcal.2020.1897
چکیده

نمادها حاصل قرارداد و انتقال­دهندة مفاهیمی فراتر از لفظ خویش هستند. از این­رو مخاطب می­تواند با دیدن یک نماد گاه همة ایدئولوژی نهفته در پس آن را به خاطر آورد. از نویسندگانی که به نگارش متون نمادین و رمزگون اهتمام داشته­، «جبران خلیل جبران» نویسندة لبنانی است. یکی از آثار کوتاه وی داستانک «اللغة الأخری» از مجموعة «المجنون» است، که متنی کاملاً نمادین دارد. اشاره به نمادهای به‌کاررفته، بررسی معانی این  نمادها و درک پیام کلی داستانک، در مقالة حاضر مد­نظر است و تلاش می‌شود به روش توصیفی- تحلیلی و از رهگذر توصیف و تحلیل نمادها، مفهوم مورد نظر نویسنده آشکار شود. جبران در اثر خویش، از نمادهای عدد 3 (گذر ازظلمات سه­گانة شکم و زهدان و جفت و تولد در دنیای جدید)، عدد 7 (کمال و زیادی)، 21 (حفظ ارتباط با عوالم آسمانی و فطرت بشری در عین ایجاد تغییرات اصولی) و 33 (حیات جاودان)، مادر (حلقة اتصال انسان بین زندگی دنیایی و زندگی پیشین)، دایه (حمایت غیراصیل و جایگزینی برای شرایط آرمانی)، شیر (شناخت و راه جاودانگی)، گهواره (زمین، جایگزین بهشت)، کشیش و معبد (عقاید مسیحیت درباره انسان) و موسیقی (هماهنگی با فطرت بشری) استفاده کرده است. نتیجة ­تحلیل­ این نمادها نشان می­دهد «جبران خلیل جبران» در داستانک مورد بحث، ضمن پاک­شمردن فطرت بشری، انسان را به تلاش برای حفظ این فطرت پاک فراخوانده و در این بین، عقاید سنتی و دینی حاکم بر افکار جامعه را مورد انتقاد قرار می‌دهد.