بررسی مضامین رئالیستی متأثر از نگرش اسلامی در نمایشنامه «حبل الغسیل» علی احمد باکثیر
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا، همدان
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان
doi
10.22034/mcal.2020.10307.1805چکیده
واقعگرایی (رئالیسم) تحلیل اجتماعی و بررسی تجسم زندگی انسان در جامعه، روابط میان فرد و جامعه و ساختمان خود جامعه است. رئالیسم بمثابه یک مکتب ادبی در آثار قرن بیستم بهویژه داستان و نمایشنامه پدیدار گشت. در این میان، نمایشنامه بهعنوان یک اثر هنری قابل اجرا، در ترسیم واقعیتهای جامعه نقش مهمی ایفا میکرد. «علی احمد باکثیر» (1969-1910) نویسندة واقعگرای مسلمان و متعهد عرب در قرن بیستم است که اسلامگرایی ادبی وی در آثارش کاملاً هویدا میباشد. نمایشنامة «حبلالغسیل» از آثار رئالیستی وی بهشمار میآید که نگرش اسلامی نویسنده در آن مشهود است و وقایع مصر را در زمان حکومت سوسیالیستها به تصویر میکشد. پژوهش حاضر میکوشد با روش توصیفی- تحلیلی و استخراج نمونههایی از مضامین رئالیستی از گفتگوهای نمایشنامة «حبلالغسیل»، چگونگی ظهور مضامین فوق را در این نمایشنامه بررسینماید و از این طریق به دیدگاه نویسنده در تبیین اوضاع جامعه مصر پیببرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نگرش اسلامی نویسنده در گفتگوهای نمایشی، غالباً بهصورت انتقاد از جامعة سوسیالیستی و طرفداران آن نمود یافتهاست. از سوی دیگر، «باکثیر» در بهتصویر کشیدن مضامین رئالیستی در اغلب موارد، اصل اعتدال را در کلام خود رعایتکرده؛ امّا در گفتگوهایی که برای تبیین چهرة «عبدالکریم قاسم» و قیام شعوبیه بهکارگرفته، تا حدی افراط و تندروی نمودهاست.