وارونگی تقابل اسارت و آزادی در مجموعة «دمشق الحرائق» اثر «زکریا تامر» با نگرشی شالوده شکنانه (بررسی موردی دو داستان کوتاه وجه القمر، موت الشعر الاسود)

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا

doi
10.22034/mcal.2020.11206.1860
چکیده

شالوده­شکنی در اواخر دهۀ شصت قرن بیستم میلادی، از بطن ساختارگرایی سربرآورد. نقد شالوده­شکن با نقض متافیزیک حضور، توسط «ژاک دریدا» (1930-2004م) مطرح شد که در آن، سویۀ کلام­محوری متن نقض­شده و به تمام سویه­های آن توجه می­شود. هدف از همه­جانبه­نگری در این رویکرد نقدی، جستجوی معانی پنهان متن و ابعاد متافیزیکی آن است. مجموعۀ «دمشق الحرائق» از مجموعه ­داستان­های کوتاه «زکریا تامر»، نویسندۀ سوری جهان عرب است. این مقاله با انتخاب دو داستان کوتاه «وجه القمر» و «موت الشعر الأسود» از این مجموعه، با بکارگیری رویکرد شالوده­شکنی، با شیوه­ای جدید به واکاوی متنِ آن پرداخته است. روش پژوهش، شالوده­شکنی به شیوة توصیفی-تحلیلی است و پس از تحلیل مشخص گردید که مهمترین تقابل موجود در داستان­ها میان امید/ناامیدی، عزت/ذلت، و اسارت/آزادگی می­باشد همچنین از تحلیل این تقابل­ها و شالوده­شکنی آن­ها چنین بر می­آید که وجود وارونگیِ تقابل در داستان­ها نشان­دهندۀ عدم پذیرش قطب برتر توسط طبقۀ مظلوم است که می­توان آن را عدم آگاهیِ آن­ها یا عدم وجود قدرت برای مقابله با آن دانست.