تحلیل داستان "الغریب" نجیب کیلانی بر مبنای رمزگان پنجگانه بارت

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات عرب، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عرب، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
10.22034/mcal.2020.1676
چکیده

نقد و تحلیل ساختارگرا، یکی از شاخص­ترین روش­های تحلیل متون ادبی از دهه 1960م تا کنون محسوب می­شود. "رولان بارت" فرانسوی یکی از پایه­گذاران اصلی این مکتب به شمار می­آید. بارت مدلی را تحت عنوان "رمزگان پنج­گانه" برای تحلیل روایات ارائه داده است که شامل شناسایی و کشف واحدهای کنشی، معمّایی، معنایی، نمادین و فرهنگی می­شود. این رمزگان نشانه­ها را به نظام­های معنادار تبدیل می­سازند و بدین ترتیب باعث ایجاد رابطه بین دالّ و مدلول می­گردند. پژوهش حاضر سعی نموده است تا با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی یکی از داستان­های کوتاه "نجیب کیلانی"- از ادبای برجستة معاصر عرب - به نام "الغریب" را بر اساس این الگوی ساختارگرایانه بررسی نموده و واحدهای پنج­گانه موجود در آن را استخراج و رمزگشایی نماید. هدف این جستار سنجش میزان بهره‌گیری نویسنده داستان از اصول روایی برای انتقال اندیشه­هایش می­باشد. نتایج به دست آمده از تحلیل­ها حاکی از آن است که نویسنده یک بیماری اجتماعی به نام نفاق را به عنوان واحد فرهنگی مطرح و قهرمان اصلی داستان را نماد این رذیله معرفی می­کند و سپس با اشاره به دوگانه­های موجود در ظاهر و باطن شخصیت وی و با بهره­گیری از واحدهای معنابُنی چون شغل منشی­گری که دال بر اطاعت محض است، علل و انگیزه­های صاحب این رذیله را برای کنش­های منافقانه تبیین می­نماید.