بررسی ویژگیهای بیومتری، فیزیکی و ساختاری چوب بادام ارجنک (Amygdalus haussknechtii) در جنگلهای استان چهارمحال و بختیاری
نویسندگان
1 گروه علوم مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
2 خش تحقیقات جنگلها و مراتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان
3 استادیار، گروه مهندسی صنایع مبلمان، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد
4 دانشیار گروه مهندسی طبیعت، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
5 دانشیار دانشگاه شهرکرد
6 گروه مهندسی علوم جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد شهرکرد، ایران
7 6-دانشیار، گروه مهندسی محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.
doi
10.22034/ijwp.2026.2079736.1746چکیده
بیان مساله و اهداف: منطقه زاگرس یکی از مهمترین رویشگاههای طبیعی کشور است که گونه بادام ارجنک (Amygdalus haussknechtii) در آن نقش بومشناختی برجستهای دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شرایط رویشگاهی بر ویژگیهای فیزیکی و زیستسنجی چوب این گونه در دو رویشگاه متفاوت، کرهبس و چُلیچه در استان چهارمحال و بختیاری انجام شد.مواد و روشها: نمونههای چوب از درختان سالم و همسن در ارتفاع برابر سینه برداشت شدند و ویژگیهایی مانند دانسیته خشک، دانسیته پایه بحرانی، واکشیدگی، همکشیدگی و مشخصات الیاف (طول، قطر و ضخامت دیواره سلولی) اندازهگیری شد. برای بررسی تأثیر رویشگاه و عوامل محیطی بر ویژگیهای فیزیکی و زیستسنجی چوب بادام ارجنک، ابتدا دادهها از نظر نرمال بودن ارزیابی شدند. برای تحلیل روابط بین متغیرها، از ضریب همبستگی پیرسون و از تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) برای کاهش ابعاد دادهها و شناسایی مؤلفههای اصلی استفاده شد. آزمون MANOVA برای بررسی جدایش چندمتغیره بین رویشگاهها به کار گرفته شد. برای شناسایی متغیرهای مؤثر بر دانسیته خشک، مدلهای رگرسیون خطی چندگانه با روش ورود گامبهگام اجرا شدند.نتایج: نتایج نشان داد که تفاوت بین دو رویشگاه در اغلب صفات اندازهگیری شده معنیدار است (01/0 >P). در رویشگاه کرهبس، دانسیته خشک برابر با 3cm/g 03/0 ± 92/0 و دانسیته پایه بحرانی برابر با 3cm/g 02/0 ± 77/0 بود که کمتر از مقادیر ثبتشده در رویشگاه چُلیچه (بهترتیب 3cm/g 03/0 ± 01/1 و 3cm/g 06/0 ± 84/0) است. طول الیاف در رویشگاه چُلیچه با میانگین 98/0 میلیمتر در مقایسه با 78/0 میلیمتر در رویشگاه کرهبس بهطور معنیداری بیشتر بود (01/0 >P). قطر الیاف در رویشگاه چُلیچه 75/20 میکرومتر و ضخامت دیواره سلولی 02/6 میکرومتر اندازهگیری شد که نسبت به مقادیر رویشگاه کرهبس بالاتر بودند (01/0 >P). الگوی همبستگی پیرسون نشان داد محور غالب تغییرات با دانسیته خشک، قطر الیاف، ضخامت دیواره سلولی، دانسیته تر و طول الیاف همراستاست؛ که همین متغیرها در تحلیل مولفه اول بهعنوان مؤلفهی غالب و جداساز رویشگاهها ظاهر میشود. بنابراین شکل همبستگی، مبنای شهودی خوبی برای تبیین جدایشPCA و معنیداری MANOVA فراهم میکند. نتایج تحلیل PCA نشان داد که محور غالب تغییرات دادهها با صفات فیبری و رطوبتی (قطر الیاف، ضخامت دیواره سلولی، دانسیته خشک، دانسیته تر و طول الیاف) همراستا است و همین محور در مؤلفه اول (PC1) بهعنوان جداساز اصلی رویشگاهها ظاهر شد. آزمون MANOVA نیز جدایش مشاهدهشده در بایپلات را از نظر آماری تأیید کرد. مدلهای رگرسیونی نشان دادند که قطر الیاف مهمترین پیشبینیکننده دانسیته خشک در کل دادههاست. در رویشگاه چُلیچه علاوه بر قطر الیاف، همکشیدگی اثر مثبت و واکشیدگی اثر منفی داشتند، در حالیکه در رویشگاه کرهبس تنها میانگین ثابت معنیدار بود. این نتایج نشان میدهند که در رویشگاه چُلیچه ترکیب ویژگیهای فیبری و ابعادی کیفیت چوب را تعیین میکند، اما در رویشگاه کرهبس تراکم چوب بیشتر تحت تأثیر میانگین کلی بافت قرار دارد.نتیجهگیری: بهطور کلی، چوبهای رشد یافته در رویشگاه چُلیچه دارای الیاف بلندتر و دیواره ضخیمتر بوده و از دانسیته بالاتری برخوردارند، در حالیکه چوبهای رویشگاه کرهبس دانسیته کمتر و تخلخل بیشتری نشان دادند. این یافتهها حاکی از تأثیر مستقیم شرایط محیطی مانند دما، بارندگی و ارتفاع از سطح دریا بر ساختار چوب بادام ارجنک است. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که تفاوتهای رویشگاهی منجر به تغییرات قابلتوجهی در ویژگیهای فیزیکی و زیستسنجی این گونه میشود و این اطلاعات میتواند در انتخاب رویشگاههای بهینه برای بهرهبرداری صنعتی و برنامههای اصلاح ژنتیکی مفید واقع گردد.