خوانشی تحلیلی از صحنه آغازین رمان "اللص والکلاب" اثر نجیب محفوظ
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه محقق اردبیلی
2 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه محقق اردبیلی
3 مدرس زبان و ادبیات عربی، دانشگاه پیام نور اصفهان
doi
10.22034/mcal.2020.1671چکیده
گشودن رمان فرآیندی روشمند در جهت ورود به دنیای داستان و همراهشدن با کنشهای مختلف آن است. در این میان صحنة آغازین داستان و نحوة پردازش آن، نخستین گام به منظور ارائة نمایی کلی از روایت داستانی است. پردازش هنرمندانة این بخش از داستان، فرایندی است در راستای انتقال اطلاعاتی اولیه از فضای داستان، ارتباط آن (صحنه آغازین) با بقیه رمان و پیرنگی که در ادامه روایت شکل خواهد گرفت. صحنة آغازین رمان " اللص و الکلاب" اثر نجیب محفوظ به گونهای است که از یک سو سرنخهای ابتدایی از روایت کلی را در اختیار خواننده قرار میدهد و با تعلیقآفرینی در کنشهای آغازین داستان وی را نسبت به تعقیب روایت ترغیب مینماید. این مهم به واسطه کاربست تکنیکهای مختلف از جمله: انتخاب عنوانی با دلالتی معکوس(وارونگی معنا)، صحنهپردازی رئالیستی و باورپذیر، الگوی ترکیبی در معرفی شخصیت و گزارههای معماگونه با دلالتهای منفی، در صحنه آغازین رمان تحقق مییابد. مقاله حاضر با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی به خوانش تحلیلی صحنة آغازین رمان "اللص و الکلاب" نجیب محفوظ پرداخته و مهارت نویسنده را در پردازش موفق این بخش از رمان به تصویر کشیده است.