نقد جامعه‌شناختی رمان شیکاگو اثر علاء الأسوانی بر پایة نظریة ساختار‌گرایی تکوینی

نویسندگان

1 پژوهشگر پسادکتری دانشگاه تهران و استادیار دانشگاه فرهنگیان، پردیس آیت الله طالقانی قم

2 استاد دانشگاه تهران

doi
10.22034/mcal.2020.1680
چکیده

نقد جامعه‌شناختی، از نظریه‌هایی است که در عرصة تعامل ادبیات با علوم اجتماعی بروز یافته و سعی بر آن دارد تا رابطة میان ساختار ادبی و جامعه را بررسی نماید. مطابق این نظریه، میان متون ادبی و محیط اجتماعی که متن ادبی در آن متولد شده، تأثیر متقابلی وجود دارد. از یک طرف نویسنده در آفرینش متن ادبی خود از جامعه تأثیر می‌پذیرد و از طرف دیگر، متنِ تولید شده نیز بر محیط اجتماعی خود تأثیر می‌گذارد. جورج لوکاچ و لوسین گلدمن از مهم‌ترین نظریه­پردازان این عرصه هستند. در پژوهش حاضر تلاش بر آن بوده تا به شیوة توصیفی – تحلیلی و بر پایة چارچوب نظری نقد جامعه‌شناختی، رمان "شیکاگو" اثر علاء اسوانی، نویسندة معاصر مصری بر پایة مکتب ساختارگرایی تکوینی گلدمن مورد بررسی و نقد جامعه‌شناختی قرار گیرد تا به پاسخ این پرسش کلی که "آیا این رمان قابلیت نقد در چارچوب نظریة ساختارگرایی تکوینی را دارد؟" دست‌یابد. در این زمینه تلاش شد تا این رمان در دو مرحلة دریافت و تشریح و در زمینه‌هایی مانند شخصیت، درون‌مایه و بسترهای سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد. نتایج به دست آمده نشانگر این واقعیت است که اسوانی با اثرپذیری از محیط اجتماعی مصر در زمان ریاست جمهوری حسنی مبارک، تلاش نموده تا مشکلات قشر روشنفکر و تحصیل­کردة مصر را چه در داخل و چه در خارج از کشور مورد نقد و بررسی قرار دهد. رمان‌های اسوانی و از جمله "شیکاگو"، بعد از انتشار، در آگاهی­بخشیدن به ملت مصر نقش اساسی داشته و در به وجود­آمدن انقلاب مصر تأثیر بسزایی داشته است.