تبیین نقش و جایگاه حکمروایی شهری در تحقق الگوی بهینۀ مشارکت شهروندان: مطالعۀ موردی شهر قم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری طراحی شهری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 استادیار، گروه معماری و شهرسازی، واحد ایلخچی، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلخچی، ایران.
3 دانشیار گروه معماری و شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
4 استادیار گروه، معماری و شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
doi
10.22034/uep.2025.540511.1699چکیده
این پژوهش با اتخاذ روششناسی ترکیبی (کیفی ـ کمی) به واکاوی روابط ساختاری میان نهادهای حکمرانی و کنشهای اجتماعی پرداخته است. در مرحلۀ کیفی، تحلیل تماتیک مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۵ خبره (شامل شهروندان و مدیران) به استخراج ۱۰ مضمون محوری شامل: مشارکت شهروندی، شفافیت حکمروایی، عدالت فضایی، توسعۀ زیرساختی، آموزش شهروندی، اعتمادسازی نهادی، فناوریهای شهری، شایستهسالاری، حکمروایی محلی و انسجام فرهنگی انجامید. در مرحلۀ کمی، دادههای پرسشنامهای از ۳۸۴ شهروند با آزمونهای آماری (فریدمن، رگرسیون، همبستگی پیرسون، آنوا و تی تکنمونهای) تحلیل شد. یافتهها نشاندهندۀ تقابل پارادایمی میان حکمرانی متمرکز و الگوی مشارکتی چندذینفعی است، که در آن شفافیت، عدالت فضایی و هویت مذهبی به عنوان محورهای دیالکتیکی برجسته شدند. آزمون فریدمن شکاف میان وضعیت موجود (مشارکت: 6/64؛ رضایتمندی: 7/05) و مطلوب (عدالت: 20/31؛ ارتباط شهروندی: 20/07) را آشکار ساخت. تحلیل رگرسیون نیز اثر معنادار بهینهسازی فرایندهای مشارکتی، مدیریت تعارضها و همافزایی فناورانه را تأیید کرد. همبستگی قوی میان شفافیت، سرمایه اجتماعی و فرایندهای مشارکتی نقش واسطهای این عوامل را نشان داد. این پژوهش چارچوب مفهومی حکمروایی شهری ارتباطگرا را پیشنهاد میدهد که بر شفافیت رادیکال، عدالت فضایی چندمقیاسی و کنشگری هویتمند استوار است. این الگو، با تلفیق نظریۀ کنش ارتباطی هابرماس و انگارههای عدالت فضایی، راهبردهایی نظیر تقویت شوراهای محلی، پلتفرمهای دیجیتال شفاف و آموزش توانمندساز را ارائه میدهد. نتایج نهتنها به ادبیات حکمروایی در شهرهای مذهبی غنا میبخشد، بلکه الگویی عملی برای مشارکت پایدار فراهم میکند.