تحلیل اگزیستانسیالیستی شخصیت اوّل (عمر) رمانِ "الشحّاذ" اثر نجیب محفوظ

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه یاسوج

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه یاسوج

doi
10.22034/mcal.2020.1674
چکیده

فلسفه و ادبیات از روزگاران دور ارتباطی بسیار نزدیک داشته­اند و همواره مکتب­های فلسفی بر ادبیات جهان تأثیرگذار بوده است که از جملة آنها می­توان به اگزیستانسیالیسم اشاره داشت. از سوی دیگر، ادبیات به مثابه­ یک روش، بر فلسفة اگزیستانسیالیسم تاثیرگذار بوده و برخی فیلسوفان در قالب­های گوناگون ادبی مانند رمان، شعر، نمایشنامه و... مفاهیم فلسفی را وارد حوزة ادبی کردند. اگزیستانسیالیسم، به دغدغه­های مشترک وجودِ خاص آدمی می­پردازد. دغدغه­هایی چون رنج آدمی، معنای زندگی، جاودانگی، امید، عشق، ایمان، نومیدی، بیهودگی جهان، آزادی، مرگ و دیگر مباحث وجودی انسان. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی نمودهای اگزیستانسیالیستی رمان "الشحّاذ" را نمایان می­سازد. مهم­ترین مؤلفه­هایی که در این پژوهش به عنوان مدار اصلی بازکاوی اندیشه­های اگزیستانسیالیستی مورد توجّه قرار گرفته­اند عبارتند از: مرگ­اندیشی، معنای زندگی، عقل­ستیزی، آزادی و سرگردانی، دلهره و اضطراب، و نگاه حسرت­آلود به گذشته (تنهایی اگزیستانسیال). نتیجه­ی­ پژوهش حاکی از آن است که علاوه بر نمودهای محتوایی، عنوان رمان نیز (گدا) بیانگر نوعی استیصال آدمی است و شاهدی بر اگزیستانسیالیستی­بودن رمان است. با نشان­دادن سویه­های اگزیستانسیالیستی رمان و تحلیل آن به مددِ آراء فیلسوفان این مکتب فلسفی، نمایان می­شود که این اثر نجیب محفوظ در زمرة  آثارِ ادبیاتِ اگزیستانسیالیستی قرار­دارد به نحوی که درک عمیق و صحیح رمان، در گروی تحلیل و موشکافی پیش­فرض­های اگزیستانسیالیستی نجیب محفوظ است.