مقایسه آناتومی چوب در مقطع عرضی درختان حرا و چندل
نویسندگان
1 دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان
2 دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
3 کارشناسی ارشد علوم و مهندسی محیطزیست، دانشگاه صنعتی اصفهان، اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22034/ijwp.2025.2070016.1723چکیده
بیان مساله و اهدافدرک ویژگیهای آناتومی چوب گونههای گیاهی، بهویژه درختان، یکی از پایهایترین گامها در علوم گیاهی و بومشناسی به شمار میرود. آناتومی گیاهان نهتنها ساختار درونی و چگونگی سازمانیافتگی بافتهای مختلف را آشکار میسازد، بلکه بازتابدهندهی عملکردهای زیستی و سازگاریهای آنها در برابر عوامل محیطی و تغییرات اقلیمی نیز میباشد [1، 2، 3]. جنگلهای مانگرو در جنوب ایران، از نظر اقتصادی و اجتماعی و اکولوژیک از اهمیت بالایی برخوردارند، با اینحال، فشارهای انسانی و تغییرات اقلیمی تهدیدی جدی برای پایداری و کارکرد این زیستگاهها محسوب میشود [4]. در واقع، شناخت دقیق آناتومی چوب گونههای گیاهی، بستر علمی لازم برای درک بهتر از الگوهای رشد، توسعه، و پاسخهای فیزیولوژیکی آنها به فشارهای محیطی را فراهم میآورد [5، 6]. از آنجایی که ساختار چوب درختان، بهویژه آوندها و بافتهای مرتبط با انتقال آب، مستقیماً تحت تأثیر شرایط محیطی همچون شوری، دما و خشکی قرار میگیرد، بررسی این ساختارها میتواند به شناسایی آثار تغییرات اقلیمی و انسانی در سطح اکوسیستم کمک کند [3، 7]. با توجه به محدودیت دانش موجود دربارهی جنگلهای مانگرو در جنوب ایران و فشارهای فزایندهای که این جنگلها از تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی متحمل میشوند، درک ویژگیهای آناتومیکی آنها از اهمیت حیاتی برخوردار است. در این پژوهش، ما به بررسی آناتومی دو گونه مانگرو، حرا و چندل، و پارامترهای آوندی در گونهی چندل پرداختهایم. هدف ما مقایسهی ویژگیهای آناتومیکی چوب این دو گونه و ارزیابی امکان بهرهگیری از آنها در مطالعات گاهشناسی درختی در آینده بود.مواد و روشهانمونهبرداری از هر دو گونه در رویشگاههای طبیعی و دستکاشت مناطق منتخب انجام شد. از هر پایه یک دیسک از بخش ساقه برداشت گردید و پس از آمادهسازی اولیه، برشهای شعاعی تهیه شد. مقاطع با رنگآمیزی مناسب و تثبیت در لامهای آزمایشگاهی آماده مشاهده گردیدند. بررسیهای میکروسکوپی با استفاده از میکروسکوپ نوری انجام شد و تصاویر بهدستآمده برای اندازهگیری و ثبت دادهها بهکار رفت. در این بررسی، شاخصهایی شامل قطر آوندها، تراکم آوندی، دریچههای آوندی، پدیدهی تشکیل تیل، وجود یا عدم وجود حلقههای رشد و وضعیت فعالیت کامبیوم مورد سنجش قرار گرفت. دادهها بهصورت کمی و کیفی استخراج و تحلیل شدند.نتایجدر نمونههای چندل، حلقههای رشد سالیانه بهوضوح قابل مشاهده بود و مرز این حلقهها بهوسیله تغییرات در تراکم آوندها تعیین میشد که الگوی نسبتاً منظمی داشت. دریچههای آوندی عمدتاً از نوع نردبانیشکل مشاهده شد. از نظر ویژگیهای خاص، پدیده تشکیل تیل در آوندهای چندل بهوضوح شناسایی شد. در نمونههای حرا، نوارهای متحدالمرکزی حاوی کامبیوم چسبیده به بافت آبکش نیز مشاهده شد ولی حلقههای رشد سالیانه قابل تشخیص نبود و فعالیت کامبیوم بهصورت غیرهمزمان و با الگوهای ناهمگن انجام میشد. در نمونههای حرا، آوندها پراکنش نسبتاً نامنظمی داشتند و وقوع پدیدهی تیلی شدن ثبت نشد، آوندها عمدتاً باز و فاقد انسداد پارانشیمی بودند. بررسیهای میکروسکوپی نیز نشان داد که نوارهای کامبیوم میتوانند به صورت تکنواری توسعه و یا دو شاخه شوند. این موضوع باعث میشود لایههای رشد در سطح دیسک ظاهری نامنظم داشته باشند به این صورت که لایههایی که به صورت کاملا حلقوی نیستند، در برخی موارد از هر دو سمت بستهاند ولی بعضی دیگر ممکن است از یک سمت باز باشند و کاملنشده به نظر برسند.نتیجهگیرییافتههای این پژوهش نشان داد که دو گونه مورد بررسی از نظر ویژگیهای آناتومی چوب تفاوتهای قابلتوجهی دارند که بر پتانسیل آنها در مطالعات گاهشناسی و نیز بر سازگاری آنها با شرایط محیطی اثرگذار است. در واقع، گونه چندل با داشتن حلقههای رشد منظم، تراکم آوندی بالا، پتانسیل بالاتری برای استفاده در مطالعات گاهشناسی و تحلیل تغییرات سالانه دارد. در مقابل، گونه حرا با الگوی رشد نامنظم و تراکم آوندی کمتر، بیشتر منعکسکننده راهبردهای سازگاری با محیطهای پرتنش و متغیر است. این نتایج میتواند بهعنوان مبنایی برای تحقیقات بیشتر در حوزه اکولوژی و مدیریت پایدار جنگلهای مانگرو به کار رود.