تحلیل ساختار رقابتی صنعت مبلمان راحتی استان تهران با استفاده از مدل پنج نیروی پورتر
نویسندگان
1 هیئت علمی
2 دانشگاه تهران، دانشکدگان کشاورزی و منایع طبیعی، گروه علوم و مهندسی صنایع چوب و کاغذ، کرج، ایران
3 دانشگاه تهران، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکدگان کشاورزی و منایع طبیعی، کرج، ایران
4 دانشگاه شهید بهشتی تهران، دانشکده فناوریهای نوین و مهندسی هوافضا، گروه سامانههایزیستی
doi
10.22034/ijwp.2025.2067015.1717چکیده
بیان مسئله و اهداف: صنعت مبلمان راحتی یکی از صنایع پیشرو در توسعه اقتصادی بوده و اشتغالزایی و خلق ارزش افزوده در کشورهای در حال توسعه محسوب میشود. در کشور ایران، بهویژه در استان تهران، این صنعت به واسطه تمرکز جمعیتی خاص استان، سطح بالای تقاضا و دسترسی مناسب به بازار مصرف، این صنعت از جایگاه ویژهای برخوردار است. با این حال، نوسانات اقتصادی و رقابت فزاینده میان تولیدکنندگان، لزوم بازنگری در راهبردهای رقابتی و شناسایی عوامل اثرگذار بر مزیت رقابتی را افزایش داده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل پنج نیروی رقابتی تأثیرگذار بر مزیت رقابتی صنعت مبلمان راحتی استان تهران، با بهرهگیری از مدل پنج نیروی پورتر انجام شده است. این مدل از جمله ابزارهای معتبر تحلیل ساختار رقابتی بازار بهشمار میرود که پنج عامل کلیدی شامل: تهدید ورود تازهواردان، قدرت چانهزنی تأمینکنندگان، قدرت چانهزنی خریداران، تهدید کالاهای جایگزین، و شدت رقابت درونصنفی را مورد ارزیابی قرار میدهد. نوآوری پژوهش حاضر در تمرکز جغرافیایی بر صنعت مبلمان راحتی استان تهران، بهکارگیری تکنیک دلفی دومرحلهای برای پالایش گویهها، و اولویتبندی وزنی نیروهای رقابتی بر اساس دیدگاه خبرگان بومی نهفته است؛ ترکیبی که تصویری دقیقتر و بومیسازیشده از ساختار رقابتی این صنعت ارائه میدهد.مواد و روشها: رویکرد این پژوهش توصیفی–تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. در چارچوب این مطالعه، مدل پنج نیروی پورتر بهمنظور تحلیل نیروهای مؤثر بر مزیت رقابتی صنعت به کار گرفته شده است. در گام نخست، با استفاده از مرور نظاممند ادبیات نظری، گویههای مربوط به هر یک از نیروهای رقابتی بررسی و شناسایی گردید و پس از غربالگری اولیه، ابزار پرسشنامه مربوطه طراحی شد. در ادامه، طی دو فاز متوالی از تکنیک دلفی برای انجام پژوهش استفاده شد. در فاز اول، 13 نفر از نخبگان دانشگاهی و فعالان صنعتی که تخصص و مهارت مربوط به پژوهش مورد نظر را داشتند بهمنظور اعتبارسنجی گویهها و افزدون گویه جدید مشارکت داشتند. سپس، در فاز دوم پژوهش مربوطه، پرسشنامه نهایی برای 69 نفر از خبرگان و فعالان صنعت مبلمان راحتی طی بازه اول بهمن ماه تا اوخر اسفند ماه سال 1403 در استان تهران ارسال گردید. پرسشنامه مربوطه در سایت پرسلاین طراحی شده و اطلاعاتی آماری (جنسیت، تحصیلات، سن) پرسیده شد و پرسشنامه مربوطه در شبکههای اجتماعی (تلگرام، ایتا) برای انجمنهای علمی تولیدکنندگان و... ارسال شد. تبلیغات مربوطه با ذکر توضیحات برای پنج جامعه آماری در شبکههای اجتماعی انجام شد. دادههای بهدستآمده با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد. جهت سنجش پایایی ابزار، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که مقدار آن برابر با 705/0 بهدست آمد که مؤید پایایی قابلقبول ابزار اندازهگیری بود.نتایج: تحلیل دادهها نشان داد که در میان نیروهای پنجگانه مدل پورتر، قدرت چانهزنی خریداران و شدت رقابت میان رقبای موجود بیشترین تأثیر را بر ساختار رقابتی صنعت مبلمان راحتی استان تهران دارند. حساسیت بالای خریداران نسبت به مؤلفههایی همچون قیمت، کیفیت و طراحی (میانگین بالاتر از 3/4) و نقش چشم و همچشمی در رفتار مصرف، نشان میدهد حساسیت بالای خریداران نسبت به مؤلفههایی همچون قیمت، کیفیت و طراحی (میانگین بالاتر از 3/4) و نقش چشموهمچشمی در رفتار مصرف، نشان میدهد تولیدکنندگان برای حفظ مزیت رقابتی خود ناگزیر به شناخت دقیق و مداوم نیازها و ترجیحات مشتریان هستند. تعدد بالای تولیدکنندگان و یکنواختی نسبی کیفیت محصولات، ساختاری غیرانحصاری و رقابتی ایجاد کرده است؛ بهگونهای که گویه رقابت زیاد با میانگین 4/4 از بالاترین امتیازات برخوردار بوده است. همچنین، نیروی تهدید ورود تازهواردان به دلیل عواملی مانند دسترسی آسان به شبکه توزیع و پتانسیل بالای هوشمندسازی صنعت (میانگین 07/4) اهمیت بالایی دارد و ورود بازیگران جدید میتواند تعادل بازار را بر هم زند. در مقابل، نیروی قدرت چانهزنی تأمینکنندگان با میانگین 09/4 در سطح متوسط ارزیابی شد و بهدلیل تنوع عرضهکنندگان مواد اولیه، تهدید چندانی ایجاد نمیکند. در نهایت، نیروی تهدید محصولات جایگزین کماثرترین عامل بود؛ اگرچه محصولاتی مانند مبلمان سلطنتی یا پلیمری در برخی شرایط اقتصادی ممکن است جایگزین تلقی شوند، اما میانگین تمایل به جایگزین (1/4) در مقایسه با نقش تعیینکننده قدرت خرید (8/4) نشان میدهد که ترجیح مصرفکننده همچنان بر انتخاب مبلمان راحتی باقی مانده است.