کاربست شاخص شکوفایی شهر (CPI) در ارزیابی، سنجش و رتبهبندی شهری (مورد پژوهش: مناطق 22گانۀ شهرداری تهران در سالهای 1390، 1395 و 1400)
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد برنامهریزی منطقهای، گروه برنامهریزی و طراحی شهری و منطقهای، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 پژوهشگر دکتری شهرسازی، گروه برنامهریزی و طراحی شهری و منطقهای، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد برنامهریزی شهری، گروه برنامهریزی و طراحی شهری و منطقهای، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2025.490735.1566چکیده
مقدمهبه شکل بیسابقهای در دو دهۀ اخیر نوع بشر همزمان با انواع بحرانها نظیر بحرانهای مالی، اقتصادی، محیطی، اجتماعی و سیاسی مواجه بوده است که میتوان از مواردی نظیر بیکاری فزاینده، کمبود مواد غذایی و افزایش قیمتها، فشار مضاعف بر مؤسسههای مالی، ناامنی و بیثباتی سیاسی در شهرها به عنوان مصادیق آن یاد کرد (UN-HABITAT, 2012). شهرها و بهخصوص کلانشهرها سیستمهای پیچیده متشکل از ابعاد گوناگون، رویارو با چالشهای مختلف در مسیر توسعه، محل تحقق منفعت عمومی و نیازهای اساسی و ضروری بشر و همچنین، پاسخگویی به نیازهای مادی و غیر مادی زندگی افراد هستند (United Nations, 2017). تغییرات شهری فرایندی مستمر مشتمل بر دگرگونیهای فضایی مختلف در گسترۀ شهر است (Wong, 2014). از اینرو، همواره پرداختن به سنجش، ارزیابی و تبیین این تغییرات در ابعاد گوناگون، به شیوهای مستمر در شهرها امری الزامی است.به سبب فرایند رشد شتابان شهری و مشکلات بروزکرده، کارشناسان و برنامهریزان با اتکا به شاخصهای مختلف به سنجش توسعۀ شهری پرداختهاند، این شاخصها اغلب با ماهیت اقتصادی مطرح شدهاند (Sarrafi & Hashemi, 2018). اما به دلیل کاستیهای تقلیلگرایانۀ آنها، پرداختن به توسعه به مثابه امری پیچیده، چندبعدی و نه فقط اقتصادی، و همچنین اهمیت یافتن دیدگاههای پایداری و اجتماعمحور در سنجش توسعه، شاخصهای بدیلی مد نظر قرار گرفت ( (Sarrafi & Hashemi, 2018), (WIJAYA, 2019), (Discoli, et al., 2014), (Rogerson, Findlay, Morris, & Coombes, 1989)). در پی این تغییر دیدگاهها توسعهیافتگی شهرها دیگر نه فقط امری اقتصادی، بلکه به عنوان پدیدهای سیاسی و اجتماعی معرفی میشود که اهداف انسانمحوری نظیر آزادی، عدالت، رفاه و بهروزی را دنبال میکند (Bakker, Verburg, & van Vliet, 2021). دهههای اخیر محدودیتهای شاخصهای یکجانبهنگر و تکبعدی مورد توجه بوده و با مطرح شدن دغدغۀ پایداری توسعۀ شهرها و در جهت فائق آمدن بر محدودیتهای یادشده، شاخصهای ترکیبی و چندجانبهگرا و یا کلنگر بیشتر مورد استفاده قرار گرفتهاند که یکی از این شاخصهای سنجش توسعه توسط برنامۀ اسکان بشر سازمان ملل متحد در گزارش سال 2012 با عنوان شاخص شکوفایی شهر (City Prosperity Index) معرفی شده است ( (UN-HABITAT, 2012), (Bonaiuto, Fornara, Ariccio, Cancellieri, & Rahimi, 2015)). این شاخص در 6 بعد اصلی به شرح ذیل به بررسی، ارزیابی و پایش شهر میپردازد:• بهرهوری (Productivity)• زیرساخت (Infrastructure)• کیفیت زندگی (Quality of Life)• پایداری محیط زیستی (Environmental Sustainability)• برابری و شمول اجتماعی (Equity and Social Inclusion)• قانونگذاری و حکمروایی شهری (Urban Governance and Legislation)پژوهش پیش رو در تلاش برای پاسخ به پرسشهای ذیل صورت گرفته است:وضعیت تطبیقی مناطق 22 گانۀ شهرداری تهران از منظر ابعاد شاخص شکوفایی شهر در سالهای 1395، 1390 و 1400 چگونه است؟ ضعف و قوت نقاط مناطق از منظر شاخص شکوفایی شهر چیست؟مواد و روشهادر پژوهش حاضر فلسفۀ پژوهش پسااثباتگرایانه و دارای ماهیت کمی، رویکرد انتخابی استقرایی، راهبرد موردپژوهی، با افق زمانی طولی است که از تکنیکها و شیوههای مختلفی برای گردآوری دادهها در هر بخش از پژوهش استفاده شده است. به عنوان نمونه، برای گردآوری دادههای مورد نیاز بخش مبانی نظری، پیشینۀ پژوهش و مرور تجارب از شیوههای اسنادی و کتابخانهای با استفاده از طرحها، مقالات، اسناد، گزارش و کتابهای مختلف به کار گرفته شده و در نهایت به منظور گردآوری دادههای مورد نیاز ابعاد اصلی و فرعی شاخص شکوفایی شهر و در نهایت ارزیابی و مقایسۀ تطبیقی مناطق 22گانۀ شهرداری تهران، عمدتاً از دادههای ثانویه برگرفته از نتایج سرشماری نفوس و مسکن در سالهای 1390 تا کنون، دادههای مکانی و آرشیوی استفاده شده است. به منظور تحلیلهای عمیقتر و تحلیل فضایی متغیرهای مرتبط با ابعاد اصلی و فرعی شاخص شکوفایی شهر در مناطق 22گانۀ شهرداری تهران، به منظور ایجاد پایگاه دادۀ مکانی برای تولید، اصلاح، ذخیره، نگهداری و مدیریت دادههای مکانی و همچنین، انجام تحلیلهای مکانی و بهکارگیری ابزارهای مبتنی بر آمار، از نرمافزار ArcGIS بهره گرفته شده است.در نهایت با اصلاحات صورتگرفته بر چارچوب نظری اولیه و اضافه یا جایگزین کردن نماگرهای جدید با توجه به بستر دادهای کلانشهر تهران و تناسب دادههای جدید با شاخص شکوفایی شهری، چارچوب عملیاتی نهایی پژوهش تدوین شده است، که در نهایت دارای 6 بعد اصلی، 15 بعد فرعی و 30 نماگر است.یافتههاپس از گردآوری دادهها و اطلاعات لازم برای بررسی شاخص شکوفایی در مناطق 22گانۀ شهر تهران، در این بخش، نتایج و یافتهها پس از استانداردسازی دادهها، شاخص نهایی شکوفایی شهر برای مناطق 22گانه و بازههای زمانی 1390، 1395 و 1400 محاسبه و در وضعیتهای بسیار قوی، قوی، متوسط قوی، متوسط، ضعیف طبقهبندی شدهاند.یافتههای پژوهش بیانگر آن است، به طور کلی سطح شکوفایی شهری در مناطق 22گانۀ کلانشهر تهران در بازۀ ضعیف تا متوسط قوی است و سطوح قوی و بسیار قوی در میان مناطق تهران در سالهای مورد نظر وجود ندارد. در این میان، تنها مناطق 1، 2، 4، 5 و 6 در برخی سالها شکوفایی متوسط قوی را تجربه کرده و سایر مناطق در تمامی سالها دارای شکوفایی متوسط و ضعیف بودهاند. بهترین وضعیت شکوفایی در بازۀ زمانی 90 تا 1400 بهترتیب مربوط به مناطق 5 و 1 در سال 90 و بعد از آن مناطق 6 و 2 در سال 1395 و منطقۀ 4 در سال 1390 است. از طرف دیگر، مناطق 8، 9، 13، 14، 16، 17، 18، 21 و 22 در کل دورۀ زمانی مورد بررسی شکوفایی ضعیفی را تجربه کردهاند و میتوان گفت که مناطق 9 و 21 شهرداری تهران نسبت به سایر مناطق در وضعیت نامناسبتری از نظر شکوفایی قرار دارند.میانگین امتیازهای شکوفایی شهری در میان مناطق مختلف در این سالها نشان میدهد از سال 1390 تا 1395، سطح شکوفایی در مناطق تهران کاهش یافته است، اما در بازۀ زمانی 1395 تا 1400 روند افزایشی داشته است.به منظور آسیبشناسی و تحلیل عمیقتر متناسب با هر منطقه، از قوتها و ضعفهای مناطق از منظر شاخص شکوفایی شهر براساس دادههای آخرین سال مورد پژوهش (1400) استفاده شده است که میتوان وضعیت هر منطقه را با جزئیات بیشتری تحلیل کرده و علاوه بر امتیازهای نهایی که در بخش پیشین بررسی شده، میتوان به صورت مشخص بیان کرد از منظر شاخص شکوفایی شهر قوتها و یا ضعفهای مناطق 22گانۀ شهرداری در چه ابعادی است.نتیجهگیریدر این بخش به منظور نتیجهگیری میتوان بیان کرد که چارچوب پیشنهادی به منظور سنجش CPI در شهر تهران و گامهای زمانی مورد پژوهش، با وجود تمامی محدودیتهای پیش روی آن، از کارایی و امکان پیادهسازی کافی برخوردار است و میتواند مبنای ارائۀ تحلیلی جامع از وضعیت تطبیقی مناطق 22گانۀ شهرداری تهران و همچنین، اولویتبندی مداخله به منظور دستیابی به توسعۀ چندجانبه و پایدار قرار گیرد.از عمدهترین محدودیتهای پیش روی پژوهش میتوان به دسترسی محدود به منابع داده اشاره کرد، با اینوجود و علیرغم تمامی محدودیتها و کاستیهای موجود در منابع داده در اختیار، شکاف میان آن با منابع داده مورد نیاز به قدری نبوده است تا چارچوب سنجش CPI کارایی خود را از دست بدهد و امکان پیادهسازی آن در تهران مقدور نباشد.با توجه به وضعیت ضعیف عمدۀ مناطق از منظر شاخص شکوفایی شهر، در گسترۀ شهر تهران نیازمند اقدامات جدی به منظور بهبود رفاه و کیفیت زندگی شهروندان هستیم که با توجه به نقشههای تحلیلی ارائهشده میتوان برای مناطق جنوبی و غربی شهر تهران اولویت بالاتری برای مداخله و برنامهریزی قائل بود.در پایان، میتوان بیان کرد که به منظور اولویتبندی مداخله برای بهبود وضعیت مناطق میتوان از رتبهبندی آخرین سال مورد پژوهش بهره برد و بهترتیب مناطق 9، 21، 17، 22 و 10 را به عنوان پنج اولویت نخست به منظور برنامهریزی برای بهبود رتبه و وضعیت زندگی شهروندان معرفی کرد.همچنین، در پایان باید خاطرنشان کرد براساس قوتها و ضعفهای مناطق از منظر شاخص شکوفایی شهر، علیرغم مشاهدۀ وضعیت ضعیف در عمدۀ مناطق 22گانۀ شهرداری تهران، با بررسی موردی، جداگانه و جزئیتر دادههای مرتبط با ابعاد اصلی، قوتهایی هم وجود داشته و بیان وضعیت ضعیف به منظور ضعف در تمامی موارد و ابعاد منطقه نیست. این موضوع از نظر دیگر نیز صادق است، زمانی که منطقهای به صورت نسبی در مقایسه با دیگر مناطق از امتیاز بهتری برخوردار است، لزوماً به معنای قوت در تمامی بخشهای آن نبوده و همچنان ممکن است بخشها و ابعادی را با مقادیر ضعیفتر شاهد باشیم. در نتیجه، میتوان بیان کرد که با استفاده از تحلیلهای صورتگرفته به منظور شناسایی قوتها و ضعفهای مناطق از منظر شاخص شکوفایی شهر، مدیران مناطق میتوانند به اتخاذ راهبردهای اساسی در جهت حفظ و بهبود ابعاد و بخشهای قویتر و همچنین، اصلاح و تقویت اساسی ابعاد و بخشهای ضعیفتر بخش خود بپردازند.