واکاوی حس تعلق مکانی در رمان «من منتظرت هستم» (لأنی أشتاق الیک) از سناء ابوشرار

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تربیت مدرس

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22034/mcal.2019.1459
چکیده

حس تعلق مکانی، رابطه­ای عاطفی و پر معنا بین شخص و مکان است که آن را قرارگاهی ارزشمند می‌سازد. این حس، شاخص ویژه مکانی برای یک فرد نسبت به دیگر مکان­ها می­باشد که ابعاد روان‌شناسانه، کالبدی و حتی اجتماعی را در بر می­گیرد. بیشتر پژوهش­های مکان داستانی بر جنبه­های توصیفی تکیه دارد، اما مکان داستانی در پرتو این حس توانایی­های گوناگون روانی، احساسی و کالبدی را به خود می­گیرد که موجب تعلق شدید شخصیت­ها به آن و تعامل دوطرفه می­گردد و از توصیفات صرف مکانی تا حد زیادی فاصله می­گیرد. مکان در رمان «من منتظرت هستم» از سناء ابوشرار نقشی بسیار پر رنگ در تعلق افراد دارد و می­توان با تکیه بر رویکرد روان­شناسی محیطی، که عمده تمرکز آن بر مکان و ارتباط آن با فرد است، این پدیده داستانی را به شکلی متفاوت تحلیل کرد تا قابلیت­های هنری مکان در داستان، بیش از پیش روشن گردد. این پژهش برآن است به روش توصیفی-تحلیلی به چکونگی شکل­گیری حس تعلق مکانی در این رمان بپردازد. نتایج نشان می­دهد تعلق مکانی در این رمان  منجر به "این ­همانی" شدید شخصیت­ها با مکان شده به نحوی که قهرمانان بدون آن احساس وجود نمی­کنند و خود را در سایه­ی مکان تعریف می­کنند. همچنین شاهد سه بعد تعلق مکانی فردی، کالبدی و فرایند روان­شناسانه هستیم که بعد مکانی نقش بارزتری در ایجاد تعلق مکانی افراد دارد.