واکاوی جلوه های «خودشیفتگی هنری» در اشعار بارودی

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شیراز

2 دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه اصفهان

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه اصفهان

doi
10.22034/mcal.2019.1460
چکیده

سرایش شعر، زاییدة روح تلطیف یافتة شاعر است و از ضمیر ناخودآگاه او سرچشمه می­گیرد. این آفرینش هنری، از دیرباز، در کام بشر شیرین آمد و به ستایش و تمجید آن پرداخت. از این پس، شاعر که خود را در اوج منزلت ادبی و هنری می­یابد، مغرور می­شود و خود نیز، سر تعظیم بر آستان هنرش فرود می­آورد و زانوی خاکساری بر درگاهش می­ساید و زبان به تسبیح و تعظیم اشعار خویش می‌گشاید. از آنجا که جلوه­های این خودستایی شاعرانه در اشعار بارودی، از پیشگامان شعر معاصر عرب، نمود چشمگیری یافته است؛ این پژوهش می­کوشد تا با روش توصیفی– تحلیلی، به واکاوی این پدیده و اسباب گرایش به آن در دیوان شاعر بپردازد و نمودهای هنری خودشیفتگی و جنبه­های نوآوری آن را تشریح نماید. عوامل تأثیرگذار در خودشیفتگی بارودی را باید در تربیت و بلندپروازی شاعر، اشتغال او در منصب نظامی و پیشگامی کلاسیسم جست­وجو کرد که نمودهای آن، در فخر به نوگرایی و احیای سنت شعر، مباهات به نیروی بیان و موهبت شعری و رجحان منزلت شعری خود بر دیگر شاعران تجلی یافته است.