سیاستگذاری فرهنگی و تبیین مدل کاربست سرمایۀ اجتماعی در توسعۀ فرهنگی محلهمحور (مطالعۀ موردی: محلات شهر تهران)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم ارتباطات و علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق، تهران، ایران
2 گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران
3 استاد گروه مدیریت و برنامهریزی فرهنگی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2024.411385.1402چکیده
مقدمهظاهر شهرهای ایران مشخصههای مشابهی دارند، به طوری که در بیشتر آنها توسعۀ شهر و کاربرد روزافزون خودروها، به ازهمپاشیدگی شاکلۀ کهن آن منجر شده، چنان که کالبد آن به شکلی نوین در بخشهای مختلف به صورت نابرابر توسعه یافته است. نحوۀ ارزیابی محیطهای شهری در ادوار امروزی به گونهای است که هویت انسانی در آنها نادیده گرفته میشود [1]. بینظمی شهرها که هر روز بیشتر هم میشود، در عین حال که بر شکل و تراکم شهری و رفت و آمدها تأثیر گذاشته، بر تعاملات اجتماعی شهروندان نیز تأثیر داشته است که حاصل آن، تقلیل تعلق خاطر مردم به این شهرهاست [2].برای اینکه تغییرات یک توسعۀ فرهنگی محلهمحور مورد پذیرش عمومی قرار گیرد، مستلزم خرسندی اجتماعی ساکنان و ارتقای کیفی شرایط اقتصادی شهروندان ساکن در محلات است [3]. این رویکرد و در عین حال، از بین بردن مشکلات مدیریت شهری، در صورتی واقع میشود که نگرش مدیریتی تغییر یابد، به طوری که از قدرت تمرکززدایی شود و مشارکت مردم در محلات افزایش یابد [18]. حاصل این تلاشها بهبود حس ایمان به خود میان شهروندان و فایدهمندی در محلۀ زندگی آنهاست؛ بنابراین همبستگی اجتماعی نتیجۀ ایجاد هویت محلهای و ارتقای مسئولیت اجتماعی و از بین بردن بینظمی محله خواهد بود.مشارکت در شرایط امروزی در حوزههایی همچون کاهش بار تصدیگری سطوح ملی نسبت به برنامههای محلی، افزایش شهروندان آگاه، افزایش کیفیت با انجام امور، تهیۀ نیروی انسانی و مالی برای شهرداریها، کاهش هزینهها، افزایش بهرهوری و سهیم کردن شهروندان در پذیرش مسئولیت، اهمیت و ضرورت دارد. اهمیت بالای تحقیق حاضر نیز بر همین مبناست. در این راستا تحقیق حاضر به دنبال ارائۀ الگوی مناسب است که از خلال رویکرد کیفی فراترکیب در کنار بررسی تحقیقات داخلی و خارجی در حوزۀ الگوی سرمایۀ اجتماعی در توسعۀ فرهنگی محلهمحور انجام میشود. مواد و روشهااین پژوهش از نوع تحقیقات آمیختۀ اکتشافی است و از روش ترکیبی کیفیـ کمی در انجام آن استفاده شده است. در گام اول (گام کیفی) دادههای لازم طی بررسی تحقیقات پیشین در حوزۀ مرتبط با موضوع مطالعه و همچنین انجام مصاحبۀ عمیق گردآوری شده، سپس طبق روش گراندد تئوری کدگذاری، مقولهبندی و در نهایت مدل مفهومی ارائه شده است. در گراندد تئوری به عنوان یک روش پژوهشی اکتشافیـ استقرایی، مراحل تحلیل دادههای کیفی گردآوری شده، طی سه گام کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کُدگذاری انتخابی انجام میشود: 1) کدگذاری باز فرایندی است که با آن ویژگیها و ابعاد مفاهیم مشخصشده از متن، استخراج و تحلیل میشود. در کدگذاری باز مفاهیم مشخص و طبق ابعاد و خصوصیاتشان گسترش مییابند، سپس به وسیلۀ جزء جزء کردن اطلاعات بهدستآمده از دادههای خام ابتدایی، مقولههای مقدماتی را در رابطه با پدیدۀ مورد بررسی شکلبندی کرده و به پرسش دربارۀ دادهها، مقایسۀ موارد، رویدادها و حالات پدیدهها با هدف کشف شباهتها و تفاوتها میپردازد. 2) در کدگذاری محوری یکی از مقولهها که در دست بررسی و اکتشاف است محور فرایند قرار میگیرد (بعد اصلی) و سپس مقولههای دیگر (مؤلفهها) به آن مرتبط میشوند (در پژوهش حاضر از این روش استفاده شده است). 3) فرایند تعیین مقولۀ مرکزی به روشی منسجم و ایجاد ارتباط میان مقولۀ مرکزی و دیگر مقولات کُدگذاری انتخابی نامیده میشود. از جوابهای متخصصان به 7 پرسش دربارۀ محتوا، ارتباط مدل با هدف، کیفیت و... آزمون t هتلینگ گرفته شد تا بتوان روایی مدل را مورد ارزیابی قرار داد. برای ارزیابی پایایی مدل، از ضریب کاپا بهره برده شده است.در گام دوم (گام کمی) دادههای از طریق توزیع پرسشنامۀ محققساخته جمعآوری و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری تجزیهوتحلیل شدهاند. لازم است یادآور شود پرسشنامۀ یادشده از نتایج حاصل از مدل ارائهشده پیشنهادی برگرفته شده است.جامعۀ آماری این پژوهش شامل دو جامعه است، در بخش کیفی پژوهش، خبرگان و صاحبنظران مدیریت شهری و جامعهشناسی شهری در جامعۀ دانشگاهی و سازمانهای مدیریت شهری تهران به عنوان مشارکتکنندگان بالقوه انتخاب شدند. ویژگیهایی شامل داشتن تحصیلات دانشگاهی مرتبط با موضوعات شهری، تصدی شغل مدیریتی در ارتباط با موضوع، داشتن تجربۀ انجام فعالیتهای مشارکتی در حوزۀ مسائل شهری، داشتن فرصت و علاقۀ کافی برای انجام مصاحبه و دغدغهمندی افراد معیار انتخاب مصاحبهشوندگان قرار گرفته است. به دلیل ماهیت محتوایی کیفی در این پژوهش و دانش و دادههای خاصی که در اختیار برخی اطلاعرسانان کلیدی در موضوع مورد مطالعه وجود داشت از روش نمونهگیری انتخاب هدفمند بهره بردهایم. نمونهگیری از صاحبنظران و مطلعان در این حوزه تا رسیدن به نقطۀ اشباع نظری ادامه یافته است. در بخش کمی، جامعۀ آماری شامل شهروندان شهر تهران، است که نمونهگیری به روش تصادفی و غیرهدفمند صورت گرفته است. طبق برآوردهای جمعیتی مرکز آمار ایران از سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1395، جمعیت شهر تهران 7992627 نفر است، از اینرو حجم نمونۀ بهدستآمده از فرمول کوکران برابر با 384 نفر تعیین میشود. یافتههانتایج بررسی مصاحبههای صورتگرفته با روش گراندد تئوری نشان داد مدل سیاستگذاری فرهنگی به منظور کاربست سرمایۀ اجتماعی در توسعۀ فرهنگی محلهمحور محلات شهر تهران شامل 75 کد باز، 24 کد محوری و 6 کد انتخابی است و در بخش کمی نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد مقدار ضریب معناداری t مربوط به رابطۀ بین متغیرهای اصلی شرایط علّی با پدیدهمحوری؛ شرایط زمینهای، شرایط مداخلهای و پدیدهمحوری با راهبردها؛ راهبردها با پیامدها در سطح اطمینان 95 درصد، از 96/1 بیشتر است و این مورد بیانگر معنادار بودن تأثیر متغیرهای شرایط علّی با پدیدهمحوری؛ شرایط زمینهای، شرایط مداخلهای، پدیدهمحوری با راهبردها؛ راهبردها با پیامدها است. بنابراین هر 6 متغیر، به عنوان متغیرهای اصلی شناسایی میشوند. نتیجهگیریبا توجه به یافتههای پژوهش، به نظر میرسد رضایت ساکنان از خدمات و امکانات محیطی، رابطۀ مستقیم با حس اعتماد اجتماعی و مسئولیت شهروندی دارد. به همینترتیب، میان رضایت از مجموعه خدمات ارائهشده از سوی مدیریت شهری و تقویت احساس تعلق به محل زندگی و کاربست سرمایۀ اجتماعی در محله ارتباط مستقیم برقرار است. حاصل این تعامل مثبت، افزایش تعهد به تکالیف شهروندی و پذیرش فرهنگ شهرنشینی است. در عین حال رضایتمندی و حس مسئولیت اهالی محله با مشارکت داوطلبانه و پذیرفتن آسان تغییرات ارتباط مستقیم دارد و این امر منتهی به توسعۀ فرهنگی محلهمحور خواهد شد. در واقع رضایتمندی اجتماعی شهروندان در کنار و در تعامل با تغییر رویکرد مدیریت شهری، میتواند ارتباط متقابل سرمایۀ اجتماعی و همبستگیهای جمعی را تقویت کند. رویکرد محلهمحوری با تغییر در رویکرد توسعه از بالا، تسهیل راههای مشارکت مردم در سطح محله و توسعۀ فرهنگ مشارکت از سوی مدیریت شهری و شهروندان، راهکاری برای حل مشکلات موجود در شهر و مدیریت شهری خواهد بود.