تحلیل نشانه‌شناختی اجتماعی حضور کودک در داستان‌های کوتاه غسان کنفانی (بررسی موردی داستان کوتاه «جدران من حدید»)

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی کرمانشاه

2 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه

doi
10.29252/mcal.8.14.45
چکیده

داستان کوتاه «جدران من حدید» نوشتۀ غسان کنفانی نمودی از ارزش‌ها و مفاهیم انسانی و آزادی‌خواهانه است که دنیای پرهیجان و رنگارنگ کودک را به فضایی واقعی یعنی تجربۀ هزاران فلسطینی نزدیک می­کند که غربت و آوارگی را با تمام وجود حس کرده­اند. در این مجال سعی شده است به شیوۀ توصیفی تحلیلی و با تکیه بر روابط زبانی و فرا زبانی در مطالعات نشانه­شناختی اجتماعی مایکل هلیدی ضمن تحلیل چگونگی رمزگزاری واقعیت انسان فلسطینی، بازنمود غربت و دوری اجباریاز وطن، بارزترین نشانه­های حضور کودک و ارتباط وی با این مفاهیم در داستان مذکور بررسی شود. نتایج پژوهش حاکی از این است که نویسنده در این داستان فریادها و دغدغه­هایش را برای کودکان ترسیم می‌کند تا در ریشه و بن­مایۀ جامعه موثر واقع شود؛ وی به­خوبی دریافته که کودک در پی‌فهم واقعیت­هاست، لذا فرایندهای ذهنی و ادراکی بیشترین بسامد را در رمزگزاری واقعیت و درک مفاهیمی انتزاعی از قبیل آزادی، اسارت، غربت برعهده گرفته­است، ضمن اینکه از قدرت روابط فرازبانی همچون نشانه­های زمانی و مکانی، نوع نگاه، حالات چهره و رفتار به عنوان تکمیل­کنندۀ معنا و در راستای القای پیام غافل نمانده است.