خوانش نمایشنامه «الأمیرة تنتظر» و «مسافر لیل» بر مبنای طرح سپهر نشانه ای یوری لوتمان
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه گیلان
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات عرب، دانشگاه گیلان
doi
10.29252/mcal.8.14.67چکیده
برقراری هر نوع کنش ارتباطی در نظامهای اجتماعی، نیازمند نقش راهبری واحد نشانگی است. این عنصر به عنوان کوچکترین سازوکار کارکردی، توجه بسیاری از اندیشمندان را به خود معطوف داشته است. مهم ترین وجوه آن، رویکرد نشانه شناختی «یوری لوتمان» است که به عنوان حلقۀ اتصال جامعه شناسی و ادبیات، نیروی خیال را در خدمت جامعه درمیآورد و به عنوان محل تلاقی زبان و فرهنگ «سپهر نشانهای» نام میگیرد. از جمله شاخصترین بسترهای مرتبط با عرصۀ سوگیری اجتماعی، نمایشنامه است در این حوزه و در ادبیات معاصر عربی، حضور ادیبانی همچون «صلاح عبدالصبور» را شاهد هستیم که در برابر قضایای مهم ملی و فراملی به اشکال گوناگون موضع میگیرند. عبدالصبور، همچون «لوتمان» و «پیرس»، نه برای زبان، بلکه برای پهنۀ هستی ساختاری نشانهای قائل است. او با حرکت در سطحی فراتر در راستای موضعگیری خاصش، به برخی اشیاء و تیپها بار نشانهای نو میبخشد. نمونۀ بارز این جریان در نمایشنامههای «الأمیرة تنتظر» و «مسافر لیل» تجلی یافته است. افزون بر قدرت معنیآفرینی شاعر در دو نمایش مزبور، واگراییاش در برابر موضوعی واحد، در دورۀ تاریخی یکسان است. لذا این گفتار برآن است تا مقولۀ حاضر را بر مبنای طرح سپهر نشانهای لوتمان بررسی نماید. راهکار پیشگرفته در این جستار، درک درست فضای نشانهشناختی هریک از نمایشنامهها، بازکاوی نشانههای کاربردی با توجه به نظریه لوتمان میباشد.