آیندهنگاری برنامهریزی مسکن مناسب اقشار آسیبپذیر شهری (مورد پژوهی: ناحیۀ منفصل شهری نایسر، سنندج)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه محقق اردبیل، ایران
3 دانشیار دانشکدۀ جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/uep.2023.370969.1309چکیده
مقدمهتقریباً همۀ کشورهای جهان در حال تجربۀ پدیدۀ «شهری شدن» هستند. توسعۀ شهرنشینی و پیدایش مناطق کلانشهری در کشورهای جهان سوم با توسعۀ شهرنشینی در غرب که از فردای انقلاب صنعتی آغاز شد، بسیار متفاوت است. یکی از تفاوتهای مهم در رشد بیسامان و بدقواره و گسترش پدیدۀ ناموزون و آسیبزایی به نام حاشیهنشینی در مقیاس وسیع گسترده در شهرهای جهان سوم بوده است. در این کشورها، مهاجران به محلههای مهاجرنشینی هجوم میبرند که در حاشیۀ شهرها به شکل قارچگونه رشد میکنند و در جایی که «حاشیۀ گندابی» یا «آپاندیس نواحی شهری» نامیده میشود، ساکن میشوند [1]. در جهان صنعتی امروز پدیدۀ حاشیهنشینی و اسکان غیررسمی در اطراف شهرهای بزرگ مناطق محروم شهری امری اجتنابناپذیر است و همزمان با گسترش این پدیده، مسئلۀ مسکن همواره به عنوان نیاز پایهای بشر مطرح میشود. این نیاز از ابتدای سکونت تا زمان حاضر نقش مهمی در شرایط زیستی انسانها ایفا کرده است. با اینوجود، به دنبال رشد سریع و فزایندۀ شهرنشینی بعد از جنگ جهانی دوم در اغلب کشورهای جهان، مشکلات متعددی مانند ترافیک، آلودگی، دسترسی نامناسب به خدمات و امکانات شهری، بیمسکنی، بدمسکنی و غیره را به دنبال داشته که مهمترین آنها، مسئلۀ مسکن بوده است. داشتن مسکن مناسب و در شأن، که همراه خود آسایش و فراغت را به دنبال داشته باشد و نوعی احساس امنیت را برای خانوادهها به ارمغان آورد [2]. امروزه، مسکن مناسب و مسائل مربوط به آن به عنوان یک مسئلۀ جهانی مطرح شده و به یکی از مسائل حاد کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است [3]. به همین دلیل، وجود اقشار کمدرآمد و نیاز آنها به مسکن در بسیاری از شهرهای کشورهای جهان سوم، باعث شکلگیری سکونتگاههایی در حاشیۀ شهرها شده که از پایینترین سطح کیفیتی برخوردارند و این امر باعث شده که موضوع مسکن مناسب نمایان شود و بیشتر مورد توجه قرار گیرد [4]. آیندهنگاری امروزه در طراحی و سیاستگذاریهای راهبردی در تمامی سطوح از جمله سیاستگذاری شهری، نقش بسزایی ایفا میکند. اهمیت نگرش آیندهپژوهانه آنجاست که میتوان با شناخت روندهای پیش رو که قطعیت بالایی دارند از بحرانها و ابرچالشهای اساسی یک جامعه پیشگیری کرد و با برنامهریزی نظاممند آمادگی لازم برای مواجهه با تغییرات گسترده را مهیا کرد [5].مواد و روشهابا توجه به مؤلفههای مورد بررسی و ماهیت کاربردی این پژوهش، روش تحقیق از نوع اکتشافی است. پس از مطالعۀ مبانی تئوریک و نمونههای عملی، شاخصهای کلیدی الگوی مسکن مناسب، استخراج شدند (جدول 4). در بخش مطالعات میدانی و پیمایشی با ابزارهایی همچون مصاحبه و پرسشنامه از 30 نفر متخصصان شهری به شناخت و تحلیل مسائل پرداخته شده و برای تجزیهوتحلیل دادههای کیفی از نرمافزار MAXQDA استفاده شد. به این صورت که ابتدا نتایج حاصل از مطالعات اسنادی و سپس، نتایج حاصل از تحلیل مصاحبههای صورتگرفته به وسیلۀ نرمافزار (مکسکیو. دی. ای) ارائه شد. طبق مطالعات اسنادی و کتابخانهای؛ مصاحبههای صورتگرفته در این زمینه شاخصهای ما در 4 بعد و 34 مقوله برای آیندهنگاری برنامهریزی مسکن مناسب اقشار آسیبپذیر ناحیۀ منفصل شهری نایسر، استخراج شدند. در خاتمه نتایج حاصل از ترکیب عوامل کلیدی مسکن مناسب و پایدار در قالب خروجی نرمافزار مکسکیودیای ارائه شده است. یافتههااز بین 34 متغیر مورد نظر و اعمالشده در نرمافزار آیندهپژوهی، مشاهده میشود که عوامل فضاهای جمعی مناسب، چشماندازهای زیبا، فضاهای مناسب پذیرایی، نمای آراسته و ظاهر خوب، ارتباط با همسایگان، به عنوان متغیرهای تأثیرگذار؛ عوامل انطباق مطلوبیت ملک، تفکیکپذیری مناسب، طراحی متناسب با فضا، برخورداری از امکانات بهداشتی، وجود عرصههای میانی، انطباق با محدودۀ طرح، انطباق مطلوبیت ملک، انطباق پلان معماری و فضاهای داخلی، برخورداری از نقشه، حفظ حریم خصوصی، مشارکت در طراحی، نوع مالکیت مسکن، مشرف بودن، حاوی نماد و نشانههای فرهنگی، احساس آشناییت و تداعیکنندگی، ایجاد حس سکونت به عنوان متغیرهای مستقل، و عوامل ایجاد حس هویت، احساس تعلق به عنوان متغیر هدف؛ و عوامل حفظ شأن اجتماعی، عدم مشرف بودن، قابلیت تغییرپذیری، رعایت تعریض معابر به عنوان متغیرهای تأثیرپذیر و عوامل چیدمان مناسب فضا، نوع سازه و مصالح، احساس امنیت و بیمۀ ساختمان به عنوان متغیرهای تنظیمی شناخته شدند که در شکل 7 به نمایش گذاشته شده است.نتیجهگیرینتایج تحقیق نشان داد عوامل مختلف میتوانند در شناسایی مسکن مناسب و مطلوب نقش داشته باشند؛ به عنوان نمونه از طریق نرمافزار MICMAC، عوامل فضاهای جمعی مناسب، چشماندازهای زیبا، فضاهای مناسب پذیرایی، نمای آراسته و ظاهر خوب، ارتباط با همسایگان، به عنوان متغیرهای تأثیرگذار؛ عوامل انطباق مطلوبیت ملک، تفکیکپذیری مناسب، طراحی متناسب با خواست، برخورداری از امکانات بهداشتی، وجود عرصههای میانی، انطباق با محدودۀ طرح، انطباق مطلوبیت ملک، انطباق پلان معماری و فضاهای داخلی، برخورداری از نقشه، حفظ حریم خصوصی، مشارکت در طراحی، نوع مالکیت مسکن، مشرف بودن، حاوی نماد و نشانههای فرهنگی، احساس آشناییت و تداعیکنندگی، ایجاد حس سکونت به عنوان متغیرهای مستقل؛ عوامل ایجاد حس هویت، احساس تعلق به عنوان متغیر هدف؛ و عوامل حفظ شأن اجتماعی، مشرف نبودن، قابلیت تغییرپذیری، رعایت تعریض معابر به عنوان متغیرهای تأثیرپذیر شناخته شدند. و در بین متغیرهای موجود بیشترین امتیاز نهایی با تأثیرگذاری مستقیم بهترتیب رتبۀ 1-9، به متغیرهای (احساس تعلق، ایجاد حس هویت، حفظ شأن اجتماعی، مشرف نبودن، قابلیت تغییرپذیری، انطباق با محدودۀ طرح، احساس امنیت، چیدمان مناسب فضا، رعایت تعریض معابر و... بهترتیب با عدد، 56، 55، 53، 53، 52، 50، 49، 48، 47) و متغیرهای غیر مستقیم (ایجاد حس هویت، عدم مشرف بودن، حفظ شأن اجتماعی، قابلیت تغییرپذیری، انطباق با محدوده طرح، احساس امنیت، چیدمان مناسب فضا، انطباق مطلوبیت ملک، رعایت تعریض معابر، بهترتیب با عدد 116986، 112277، 111162، 110150، 102110، 100618، 99189، 98563 ) تعلق گرفت.