بررسی بیگانگی مظفر النواب بر اساس نظریه وسیله - هدف مرتن (با تکیه بر قصیده طَلقَةٌ ثُمَّ الحَدَث)

نویسندگان

1 دانشیار، دانشگاه یزد

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه یزد

doi
10.29252/mcal.8.14.119
چکیده

بیگانگی از جمله مسائل مهم بشر معاصر است که قدمتی به درازای خود انسان دارد. دانشمندان و پژوهشگران حوزه­های مختلف تعاریف متعددی از آن ارائه داده­اند. در دوره معاصر دو حوزه روانشناسی و جامعه شناسی رویکردی متفاوت­تر به آن داشته است. «رابرت مرتُن»  R.Merton (1910-2003م.) جامعه شناس آمریکایی به بررسی این موضوع در قالب ناهنجاری­های اجتماعی پرداخته و نظریه وی به «نظریه وسیله و هدف» معروف گشت. با توجه به این نظریه مظفر النواب (۱۹۳۴م) از جمله شاعران معاصر عراق است که تا حدود زیادی در مسیر اهداف خود و راه رسیدن به آنها (وسیله) با جامعه هم عصر خود اعم از حکومت و عامه مردم بیگانه گشته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی شخصیت نواب بر اساس سنخ­های شخصیتی مرتن و مهم‌ترین وسیله و ابزار شاعر به منظور غلبه بر بیگانگی و تأثیر وسیله و اهداف شاعر بر تعابیر و واژه­های شعر او در قصیده «طَلْقَةٌ ثُمَّ الحَدَثُ» با روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. یافته­ها روشن می­سازد شخصیت شاعر یک شخصیت ناهمنواست که ساختارهای اجتماعی را ناکارآمد برای رسیدن به هدف می­داند و با شیوه تطابق ناهمنوایانه طغیانگری در صدد قیام مسلحانه علیه دستگاه­های حاکمه بوده که با ابزارهایی مانند سانسور، عوام فریبی، ... به دنبال حفظ سلطه خود و چپاول ملت­ها می­باشند. فراوانی کاربرد دو وجه خبری و التزامی از بارزترین ویژگی­ بندهای این قصیده است. علاوه بر این کلمات نشانداری چون «الطلقة، النار، الصمت، الدم، الحزن، الحسین (ع)، خالد اسلامبولی و...»، بر اندیشه ناهمنوایی شاعر اندیشه با جامعه و حکومت و افکار انقلابی وی تأکید می­ورزد.