ریخت‌شناسی داستان «بازگشت‌به‌حیفا» غسّان کنفانی بر اساس الگوی کلودبرمون

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه مازندران

2 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه مازندران

doi
10.29252/mcal.7.13.77
چکیده

نگاه ریخت­شناسانه به آثار ادبی ازشیوه­هایی است که یک الگوی کلی جهت تحلیل آثار ادبی ارائه می‌دهد؛ چرا که ریخت‌شناسی به معنای شناخت شکل و ساختار یک اثر و چگونگی تاثیر آن بر مضمون و محتوا است. درزمینه ریخت­شناسی داستان، افراد بسیاری برای ارائه یک الگوی مناسب تلاش­کرده­اند که از جمله آن‌ها می­توان به کلودبرمون، زبان شناس و روایت­شناس فرانسوی اشاره ­کرد. در این پژوهش، داستان «بازگشت­به­حیفا» از آثار مشهور نویسنده فلسطینی غسان­کنفانی، براساس نظریه کلود برمون در سه کارکرد امکان یا استعداد، فرآیند و پیامد مورد بررسی قرار می­گیرد و اثبات می­شود که نویسنده با کنار هم قراردادن پی­رفت­ها وتوالی­های مختلفی چون ساده و مرکب، زنجیره­ای، انضمامی و پیوندی، باعث بوجودآمدن طرح و پیرنگی منسجم در داستان می­گردد. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که این داستان با الگوی برمون مطابقت دارد و نویسنده با استفاده از امکان و فرآیند و نتیجه به عناصر روایی مانند تغییر موقعیت‌ها، نظم توالی­های گوناگون، انواع شخصیت، قدرت انتخاب دادن به قهرمان و شکست قهرمان توجه داشته است.