بازتاب «سنت» و «تجدد» در قصرالشوق نجیب محفوظ
نویسندگان
1 استاد بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز
3 دانشیار بخش زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شیراز
doi
10.29252/mcal.7.13.127چکیده
مصر، با تمدنی چند هزار ساله و سنتهای ریشهدار در پایان سدهی 18، به دنبال حملهی ناپلئون با تمدن نوین اروپایی آشنا شد. این آشنایی، مقدمهی رویارویی «سنت» و «تجدد» را در این کشور فراهم کرد. بازتاب تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ حاصل از این رویارویی را میتوان در آثار داستانی معاصر مصر بررسی کرد. قصرالشوق نجیب محفوظ، به عنوان دومین رمان از مجموعهی سهگانه، داستانی است که میتوان پیامدهای حاصل از جدال سنت و مدرنیته را در آن کاوید. تقابل مردسالاری و حضور و حقوق زن در اجتماع، بحران هویت و سرگشتگی روشنفکر، غربگرایی،آزادی فردی و تقابل علم و دین، پیامدهایی هستند که در پژوهش حاضر به آن پرداخته شده است. براین اساس، تضادهای روحی کمال، به عنوان روشنفکر جامعه که به صورت تقابل طبقهی متوسط و اشراف، عقل و عشق، دنیای واقعی و آرمانها، علم اروپایی و دین اسلام بروز مییابد، نتیجهی تقابل استبداد (سنت) و استعمار (تجدد) در مصر است و انحراف اخلاقی، پوچگرایی و بیمعنایی زندگی، پیامد منفی این تقابل در زندگی روشنفکرانی چون اوست. غربگرایی، کمال و خانوادهی شداد را در برزخ سنت و تجدد گرفتار کرده است. پیشرفت آزادی فردی و حقوق زن از نتایج مثبت تجدد در قصرالشوق نسبت به بینالقصرین است. علم اروپایی میکوشد خود را جایگزین اندیشههای سنتی دینی سازد و تا حدی هم موفق میشود.