بررسی عنصر شخصیت در رمان «خالتی صفیة و الدیر» اثر بهاء طاهر (با تکیه بر نظریه فیلیپ هامون)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا

2 استاد زبان و ادبیات عربی دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا

doi
چکیده

فیلیب هامون، نظریه‏پرداز معاصر فرانسوی، از جمله‏ صاحب‌نظرانی است که از زاویه‏ی دید جدیدی به این عنصر نگریسته است. نظریه­ی وی به دلیل دربرگرفتن آراء نظریه‏پردازان پیشین، جامع‏ترین نظریه پیرامون عنصر شخصیت است و مبتنی بر چهار اصل است: 1) انواع شخصیت- که عبارتند از شخصیت‏های مرجعی (تاریخی، اجتماعی، اسطوره‏ای و مجازی)، شخصیت‏های واسطه و شخصیت‏های اشاره‏گر (بیانگر حضور خواننده و نویسنده)، 2) مدلول شخصیت، 3) دال شخصیت 4) سطوح توصیف شخصیت می‌باشد. شخصیت در رمان «خالتی صفیة و الدیر»، اثر بهاء طاهر، رمان‌نویس مصری معاصر، نقش بسیار برجسته‏ای ایفا می‎کند. لذا این پژوهش با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی درصدد است عنصر شخصیت را در این رمان، از منظر فلیپ هامون بررسی کند. نتایج به دست آمده حاکی است که بهاء طاهر ضمن استفاده از شخصیت‏های تاریخی، اجتماعی و مجازی در این رمان، به تمام شخصیت‏ها فرصت حضور در داستان را بخشیده و جایگاهی برای نویسنده و خواننده در نظر گرفته و با وصف ابعاد ظاهری، درونی و اجتماعی شخصیت‏ها توانسته است؛ خواننده را در مقابل تصویری تمام‏نما از شخصیت‏ها قراردهد. وی اشاره به مدلول شخصیت‏ها را به راوی داستان سپرده است و در انتخاب اسامی (دال) شخصیت‏ها سعی نموده است بین اسامی و معنای دلالی آن‏ها همسویی و هماهنگی ایجاد نماید.