تلفیق کلاننگری و تفکر سیستمی در اقتصاد: چارچوب 3-لایه برای تحلیل بحرانها، پیشبینی و سیاستگذاری تابآور
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی، قم، ایران.
doi
10.22091/ise.2025.13817.1057چکیده
مدلهای رایج اقتصاد کلان، بهویژه مدلهای تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE)، در مواجهه با بحرانهای غیرخطی و شبکهای با محدودیت مواجهاند. تجربه بحران مالی ۲۰۰۸ و همهگیری کووید-۱۹ نشان داد که اتکای تکلایه، سرایت شوکها و نقش نهادها و رفتار عاملان را بهقدر کافی روشن نمیکند. این مقاله یک چارچوب کمی سهلایه ارائه میکند که در آن خروجی هر لایه بهصورت قاعدهمند به ورودی لایه دیگر نگاشت میشود و تعامل متقابل آنها قابل سنجش و بازتولید است. لایه کلان سیگنالهای رشد و تورم را استخراج میکند؛ لایه پویایی ساختاری حلقههای بازخورد و شاخصهای سرایت شبکهای را میسنجد؛ و لایه نهادی–رفتاری با مدلسازی عاملمحور (ABM) ، ناهمگنی تصمیمها را بازتولید میکند. آزمون تجربی بر دادههای بحرانهای ۲۰۰۸ و ۲۰۲۰ و نیز مطالعه موردی اقتصاد ایران (شوک ارزی–بانکی و بازار مسکن) انجام شده و معیارهای مقایسه در قالب «درصد خطا» و «اختلاف درصد» یکدستسازی شدهاند. نتایج نشان میدهد که افزودن لایه سیستمی و نهادی، نسبت به رویکرد کلان پایه، بهطور متوسط حدود 30 درصد کاهش خطای پیشبینی ایجاد میکند و حدود ۴۵ درصد انتقال شوک شبکهای در چند گره کلیدی متمرکز است. همچنین یک داشبورد سیاستی طراحی میشود که خروجیهای سهلایه را به قواعد تصمیم و شدت اقدامهای قابلاجرا تبدیل میکند. در مطالعه ایران نیز تمرکز وثیقههای کم ارزش یا غیرمعتبر با تشدید شکنندگی ترازنامهای بانکها همراستا ارزیابی میشود.بدین ترتیب، چارچوب پیشنهادی امکان پایش زمانمند ریسک و طراحی سیاستهای تابآور را فراهم میسازد.