نقد رمان عمارت یعقوبیان (اثر علاء الأسوانی) بر اساس رئالیسم در نظریه‌ی جامعه‌شناختی «جورج لوکاچ»

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا

3 کارشناس ارشد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه بوعلی سینا

doi
چکیده

جامعه­شناسی ادبیات به عنوان یکی از زیرشاخه­های جامعه­شناسی هنر به بررسی رابطه‌ی جامعه و ادبیات می‌پردازد و جوهر اجتماعی آثار ادبی را مورد مطالعه قرار می­دهد. این علم در سده­های اخیر توجه بسیاری از جامعه­شناسان و منتقدان را به خود معطوف‌کرد و آن‌ها را برای نظریه‌پردازی درباره‌ی آن ترغیب ‌نمود. جورج لوکاچ منتقد مجارستانی از جمله نظریه‌پردازانی است که با ارائه‌ی نظریه‌ای نقدی جهت نقد رمان، سهم بسزایی در پیشرفت این علم دارد. نظریه‌ی نقدی او مبتنی بر نقد شکل و محتوای اثراست و دارای معیارهای خاصی‌است که مهم­ترین آن‌ها عبارتند از: رئالیسم، شخصیت نوعی، رابطه‌ی علی و معلولی و محتوای اجتماعی. در پژوهش حاضر، رمان عمارت یعقوبیان، اثر علاء الأسوانی (نویسنده معاصر مصری) بر اساس رئالیسم در این نظریه مورد نقد واقع شده ‌است. پیروزی رئالیسم، رئالیسم انتقادی و مردمی بودن، سه ویژگی بارز رئالیسم لوکاچ ‌است که هریک دارای چارچوب مشخصی از نظر او هستند. نتایج تحقیق، با درنظر گرفتن این ویژگی‌ها، نشان ‌می‌دهد که اسوانی با صداقت و شجاعت از واقعیت­های موجود در جامعه پرده ‌برداشته و با دیدی انتقادی تناقضات اجتماعی را آشکار ساخته و مشکلات مردم زمانه­اش را به‌تصویر کشیده‌ است.