بررسی فقهی اقتصاد مردمی در تقابل با حاکمیت بخش خصوصی سرمایهسالار
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد و بانکداری اسلامی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22091/ise.2025.12899.1030چکیده
در این مقاله، یکی از مهمترین مسائل اقتصاد اسلامی بررسی شده است. در اقتصاد رایج، دو اصل آزادی اقتصادی گسترده و رقابت حاکم بوده است. نتیجه طبیعی این امر، حاکمیت بخش خصوصی سرمایه سالار بوده و تأکید فراوان بر حمایت از مالکیت خصوصی بیشتر از همه به نفع صاحبان سرمایههای بزرگ تمام میشود. به عبارت بهتر، نظام حقوقی و قانونی نیز در درجه اول حافظ منافع این طبقه است. در حقیقت، مفهوم حاکمیت بخش خصوصی چیزی جز تحقق نظام سرمایهسالارانه نیست. از آنجا که بعد از افول مارکسیسم، مکاتب سرمایهداری گسترش بیشتری نسبت به قبل پیدا کردهاند، قسمت عمدهای از صاحبنظران، حاکمیت بخش خصوصی را بهعنوان تنها نسخه شفابخش و راه حل مشکلات اقتصادی مطرح می کنند. در نظام سرمایهداری، اصالت با سرمایه است؛ در مقام عمل، صاحبان سرمایههای بزرگ گردانندگان عمدۀ اقتصاد هستند و تودههای مردم اجیر آنها محسوب میشوند. در ایران نیز بسیاری از سیاستهای اجرا شده در چند دهه اخیر، از سنخ سیاستهای نئولیبرال بوده و هست. یکی از این سیاستها مقولۀ «خصوصیسازی و آزادسازی» است. در این مقاله با روش تحلیلی، دیدگاه مکاتب لیبرالیستی و نئولیبرالیستی در این زمینه تشریح شده و بر این امر تأکید گردیده که بر خلاف پندار برخی، حاکمیت بخش خصوصی و اقتصاد سرمایهسالار مورد تأیید اسلام نیست. نوآوری مقاله در این است که روایات وارده در مورد اجیر شدن نیروی کار ذکر شده و با روش اجتهادی مفاد آنها بررسی گردیده است. تعارض بدوی بین دو دسته روایات مطرح و بر اساس سنت رایج اجتهاد، این تعارض حل شده و این نتیجه حاصل شد که اقتصاد اسلامی یک اقتصاد مردمی است. وضعیت مطلوب اسلام این است که روحیه کاراقتصادی فراگیر باشد و مردم بهصورت انفرادی یا جمعی کار کنند و مالک دسترنج خود شوند. لازم است ساختار اقتصاد بهگونهای باشد که رقابت مخرب و انحصارات جایگزین مردمی شدن اقتصاد نشود؛ این امر عین عدالت است. در این صورت، انگیزه مردم برای انجام کار و آبادانی حداکثری اقتصاد بیشتر میشود. اقتصاد سرمایهسالار انسانها را تحقیر میکند، اما در مقابل، مردمی شدن اقتصاد سبب شکوفایی کرامت نیروی کار میشود.